|
جلوه هایی از تأثیر قرآن و ادب
فارسی در شعر انوری
سید محمد راستگو
درشعر سه تن
پیمبرانند هر چند كه لانبی بعدی
اوصاف و قصیده
وغزل را فردوسی و انوری و سعدی
انوری شاعر بزرگ قرن ششم، از شاعرانی است
كه در كنار فردوسی و سعدی، از پیامبران شعر فارسی به شمار
رفتهاست؛ البتهاین نكته قدری قابل تأمل است.شاید برای
برخی این سؤال پیش میآید كه چرا با وجود شاعران بزرگی
همچون:حافظ، مولانا، سنایی، عطار، خیام و نظامی، انوری
یكی از سه پیامبر شعر فارسی خوانده میشود؟
دربارهٔ فردوسی و سعدی جای بحث نیست؛اما
آیا در بیان چنین حكمی، حقی از شاعران یاد شده ضایع
نگردیده؟و این از انصاف به دور نیست؟در پاسخ بهاین سؤال
باید گفت:
اولاً درزمان كنونی، داوری در باب شاعران
بزرگ زبان فارسی بدین گونه نیست و قطعاً چنانچه كسی بخواهد
پیامبران شعر فارسی را بر شمارد،حافظ، مولانا، سنایی،
عطار، نظامی، خیام و… را دركنار فردوسی و سعدی، نیز
فراموش نخواهد كرد.
ثانیاً دقت در شعر جامیاین نكته را نیز
آشكار میسازد كهانوری فقط درقصیده سرایی (شعر مدیح) از
پیامبران شعر فارسی خوانده شدهاست؛ نه در همهٔ زمینههای
شاعری، و این كلام حقّی است و شكی نیست كهانوری بهترین
مدیحه سرای زبان فارسی است و هیچ كس از اخلاف و اسلاف او
شعر مدیح را به قوت و استحكام و مهارت او نسرودهاست؛حتی
منوچهری و فرخی و مسعود سعد و خاقانی هم، با همهٔ
امتیازاتی كه دارند، مدایحشان به پای مدایح انوری
نمیرسد.
بی سبب نیست كهاز وقتی انوری به ظهور
رسیده، سرمشق تمام قصیده سرایان بعد از خویش گردیدهاست
وتا عصر صفوی و قاجار نیز، شعرا بیش تر به تقلید قوالب
شعری او نظر داشتهاند.
به هر حال در مورد انوری سخن بسیار است و
مجال اندك. قصد ما در این نوشتار كوتاه، بازنمایی جلوه
هایی از تأثیر قرآن وحدیث در اشعار این شاعر بزرگ است كه
پس از توضیح كوتاهی دربارهٔ گونههای اثرپذیری فارسی از
قرآن و حدیث،1بدان میپردازیم و خوانندگان عزیز را برای
آشنایی بیشتر با تاریخچه زندگی، شرح حال و آثار انوری، به
مقاله عالمانهاستاد ارجمند و فاضل و جناب آقای دكتر شفیعی
كدكنی در مقدمهٔ كتاب «مفلس كیمیافروش ـ نقد و تحلیل شعر
انوری» فرامیخوانیم.
میدانیم كه شعر شاعر، آیینهای است كه
میتوان افكار، احساسات، بینشها و اعتقادات او را در آن
به تماشا نشست. بر این اساس كاملاً طبیعی است كهافكار
مذهبی وباورهای دینی و گرایشهای ایمانی شاعر نیز در شعر
او جلوه نماید، و به همین دلیل است كه در شعر شاعران
مسلمان به وفور مسائل مذهبی یافت میشود، و از آن جا كه
سرچشمهٔ مذهبی مسلمین قرآن و حدیث است، پس عجب نخواهد بود
كه جلوههای آنها در اشعار شاعران مسلمان پرتو افكنی كند.
بر این نكته باید افزود كه آگاهی از مسائل قرآنی و حدیثی
مانند آگاهی از مسائل فلسفی، نجومی، و… نشانهٔ فرهنگمداری
و روشنفكری نیز بودهاست وكسانی از شاعران، به قصد نشان
دادن آگاهی وبه رخ كشیدن معلومات خویش این گونه مسایل را
در شعر خویش باز میآورند.این عوامل، سبب شد كه قرآن و
حدیث در شعر فارسی اثر گذارد و شاعران را به بهرهگیری از
آنها وادارد. به همین دلیل، حتی درشعر محمد بن وصیف كه
به قول نویسندهٔٔ تاریخ سیستان،قدیمترین شعر فارسی است،
آثار قرآن و حدیث یافت میشود؛ البتهاین اثر گذاری در
آغاز كمرنگ است و به مرور پررنگتر میشود تا در قرون 6و7
بهاوج میرسد.
گونههای اثرپذیری از
قرآن وحدیث
الف. اثرپذیری واژگانی:مقصود، واژه هایی
است كه ریشهٔ قرآنی و حدیثی دارند؛به عبارت دیگر اگر قرآن
و حدیث نبود، این واژگان در اشعار شاعران به كار نمیرفت.
واژگانی مثل موسی، عیسی، آدم، نوح، فرعون، صبر، وادی ایمن،
كوه طور، هدهد، یعقوب، بیت الاحزان، توبهٔ نصوح، سحر بابل،
غلمان، مقام محمود، یار غار و…
ب . اثرپذیری قالبی:یعنی یك اثر، شكل و
قالب خود را از قرآن گرفته باشد؛ نظیر مثنوی مولانا كه
ساختار آن با قرآن بسیار شباهت دارد و نمیتوان گفت این
شباهتها اتفاقی بودهاست؛ بلكه باید گفت این شباهتها و
همسانیها حاصل عمری همدلی و همراهی و انس او با قرآن است.
برخی از این همسانیها عبارتند از: قرآن به
ظاهر تقسیم بندی جز آیه و سوره ندارد، مثنوی نیز فقط به
چند دفتر تقسیم شده؛ قرآن و مثنوی به ظاهر پراكنده
مینمایند ؛ قرآن با لفظ «اقرء» شروع میشود و مثنوی با
لفظ «بشنو»؛قرآن وحی الهی است بر پیامبر(ص)، مثنوی وحی
درونی مولانا است و…
ج . اثرپذیری گزارهای:منظور این است كه
شاعر، گزارهای قرآنی یا حدیثی را بدون تغییر یا با اندك
تغییر درشعر خود بیاورد، مثل:
بسم اللهالـرحـمن الرحـیم هست
كلید در گنج حكیم
د. اثر پذیری تلمیحی:یعنی شاعر در شعر
خود، اشارهای به قرآن یا حدیث دارد؛ نظیر نمونه هایی
كهاز اشعار انوری میآوریم.
هـ. اثرپذیریهای متفاوت دیگر: مانند
تأویلی، شیوهای، حل و تحلیل و… كه در این مختصر مجال
بررسی آنها نیست. اكنون میپردازیم به بررسی تأثیر قرآن و
حدیث در شعر انوری.
انوری از درسخواندههای روزگار خود است و
به همین دلیل با علوم رایج از جمله علوم قرآنی وحدیثی
آشنایی كافی دارد؛ تا حدی خودنما نیز هست و میخواهد خود
را به عنوان شاعر عالم وروشنفكر فرا نماید.در جای جای
اشعار خویش از قرآن و حدیث یاری گرفتهاست. در این مقال،
بیآن كه قصد شمارش كاملی باشد، مواردی از اثرگذاریهای
قرآن و حدیث را در شعر انوری نشان میدهیم:2
كـافـران را كـه آدمـینـسـبنـد
نص بل اضل ازین معنی است
1. مصرع دوم تلمیح دارد به آیهٔ … أولئِكَ
كَالأنْعامِ بَلْ هُم أضَلُّ اولئكَ هم الْغافِلونَ؛ «
آنها مانند چهار پایانند، بلكه بسی گمراه ترند؛ زیرا قوهٔ
ادراك مصلحت و مفسده داشتند و باز عمل نكردند.آنهاهمان
مردمیهستند كه (از خدا و قیامت و عاقبت كار خود به بازیچه
دنیا) غافل شدند.»
(اعراف،آیهٔ 179)
آنكـه در معـركـهٔ سـحـر بـیـان
قلمش همچو عصا ثعبان است
2. بیان سحرآمیز، اشارهاست به حدیث معروف
إن مِنَ البَیانِ لسَحراً ؛ «همانا كه گونهای از بیان
همانند سحر است.» ( فیض القدیر، 2 / 524)، و «ثعبان
اژدها» اشارهاست به معجزهٔ حضرت موسی (ع) كه عصای او
اژدهایی شد و جادوهای ساحران فرعون را بلعید:فَألْقی
عَصاهُ فَإذا هِی ثعْبانَُمُبین؛«موسی هم عصای خود را
بیفكند. به ناگاه، آنعصا چون اژدهایی عظیم پدیدار گردید.»
(اعراف،آیهٔ 107).
سایه یزدان كز تابش خورشید سپهر
دامن بیعت او دامن هر كام گرفت
3. ظل الله، لقبی است كه به سلاطین
میدادهاند و حدیثی بنام پیامبر(ص) نقل میشدهاست كه:
السلطان ظل الله؛« شاه سایه خداست» ولی بهاحتمال قوی این
حدیث از معجولات است.
از بیم سپـاهش سپـاه خصم چون مور
نهان گشته در زمین
4. بیت اشاره دارد به آیهٔ… قالَت
نَمْلَةَُ یا أیّهَا النّمْلُ اُدْخُلوا مَساكِنَكمْ
لایَحطِمَنّكمْ سلَیْمان و جنوده؛ «گفتای موران، همه به
خانههای خود اندر روید. مبادا سلیمان و سپاهیانش، ندانسته
شما را پایمال كنند. » (نمل،آیهٔ 18)
نسیم باد در اعجاز زنده كردن خاك
ببـرد آب همـه معجـزات عیسـی را
5. در این بیت به معجزهٔ حضرت عیسی (زنده
كردن مرده) اشاره شدهاست كه در آیهٔ وَ اُحْیِ الْمَوتی
بِاذْنِ الله…؛«… و مردگان را بهامر خدا زنده كنم… » (آل
عمران، آیهٔ 49) آمدهاست.
آنكه اندر كارگاه «كن فكـان» ابداع
او بی اساس مایهای از مایههای عنصری
6. ترجمه تحت اللفظی «كن فكان»، «باش و شد»
است كه خدای، هر چیز را كه گوید:«باش»، آن چیز به وجود
میآید و «شد» تحقق میگیرد. شبیه «كن فیكون» «باش و
باشد». این تعبیر قرآنی در این آیه آمدهاست : إنّما
أمْرهَُ إذا أرادَ شَیْئاً أنْ یَقولَ لَه كنْ فَیكونَ؛«
فرمان نافذ خدا (در عالم) چون ارادهٔ خلقتِ چیزی كند، به
محض اینكه گوید موجود باش، بلافاصله موجود خواهد شد.»
(یس، آیهٔ 82)
در تفسیر این آیهٔ مباركه، حضرت امیر«ع»
فرموده: امر خدای متعال فعل و ایجاد اوست و الا از خدا
امری كه صدا و ندایی بگوش رسد، نبوده و ممكنات در حال عدم
و نیستی،گوشی كه ندای خدا را بشنوند، ندارند.
آن كه قهرش داد انجم را شیـاطین
افكنی وآن كه لطفش داد آتش را سمندر پروری
7. بیت تلیمح دارد به آیهٔ وَ لَقَدْ
زیّنَا السَّماءَ الدّنیا بِمَصابیحَ وَ جَعلْناها رجوماً
لِلشَّیاطین وَ اَعْتَدْنا لَهمْ عَذابَ السَّعیر؛« و ما
آسمان دنیا را به چراغهای (انجم) رخشان زیب و زیور دادیم
و به تیر شهاب آن ستارگان، شیاطین را راندیم وعذاب آتش
فروزان را بر آنها مهیّا ساختیم.» (مُلك، آیهٔ 5)
آنكه ترك یك ادب بر پیشگاه حضرتش
وقـف كـرد ابلیس را بـر آستـان مدبـری
8. بیت تلمیح دارد به داستان رانده شدن
شیطان از درگاه الهی به خاطر سجده نكردن بر حضرت آدم كه
درچند جای قرآن آمدهاست؛از جمله در آیه وَإذْ قُلْنا
لِلْمَلاِئكَةِ اسْجُدوا لآدَم فَسَجَدُوا إلاّ اِبْلیسَ
أبی وَ اسْتَكْبَرَ وكانَ مِنَ الكافِرینَ ؛« و چون
فرشتگان را فرمان دادیم كه بر آدم سجده كنند، همه سجده
كردند؛ مگر شیطان كه ابا و تكبر ورزید و از فرقهٔ كافران
گردید.» (بقره، آیهٔ 34)
آنكه آدم را «عصی آدم» ز پا افكنده
بود گر نهاز «ثم اجتباه» اوش دادی یـاوری
9.مصراع اول تلمیح دارد به آیهٔ… وَعَصی
آدَم ربَّه فَغوَی؛« و آدم نافرمانی خدای كرد و گمراه شد.»
( طه، آیهٔ 121)
آن كـه قــوم نــوح را از تـنـد بــاد
لاتـذر در دو دم كرد از زمین آسیب قهرش اسپری
10. بیت تلمیح دارد به داستان حضرت نوح و
نفرینی كه درحق قوم خود نمود. این مطلب در آیه وَقالَ
نوحَُ رَبِّ لاَتذَرْ عَلَی الأرْضِ مِنَ الكافِرینَ
دیّاراً ؛« و نوح عرض كرد: پروردگارا [اینك كه قوم از كفر
و عناد دست نمیكشند] تو هم این كافران را هلاك كن و از
آنها دیاری بر روی زمین باقی مگذار.» (نوح، آیهٔ 26)
آمدهاست.
آنكه چون خلوتسرای خلوتش خالی
كند شعله ریحانی نجانه اخگر اخگری
11. مصراع اول، تلمیح دارد به آیهی
… واتّخَذَ اللهُ إبراهیمَ خَلیلاً.
… خدا ابراهیم را به مقام خاص دوستی خود
برگزید.(نساء،125).
مصراع دوم نیز تلمیح دارد به داستان به آتش
افكندن حضرت ابراهیم و گلستان شدن آتش بر او كه در این آیه
آمده است :
قُلْنَا یا نارُ كُونیِ بَرْداً وَ سَلاماً
عَلی إبراهیمَ.
پس آن قوم، آتشی سخت افروختند و ابراهیم
را در آن افكندند. ما خطاب كردیم كهای آتش! برای ابراهیم
سرد و سالم باش.(انبیاء،69)
آن كه دشتی جادویی را در عصایی گم كند
یك شبان از ملك او بی تهمت مستنكری
12. این بیت تلمیح دارد به جریان اژدها شدن
عصای حضرت موسی و شكست و رسوایی ساحران كه در آیات سوره
اعراف آمده است :
فَالْقی عَصاه فَإذا هِیَ ثُعْبان مُبین…
فَغَلَبوا هنالِكَ وَ انْقَلَبوا صاغِرینَ.
موسی هم عصای خود را افكند؛ به ناگاه آن
عصا،به صورت اژدهایی عظیم پدیدار گردید … سرانجام،ساحران
با وجود آن سحر بزرگ از آن جا مغلوب و خوار
بازگشتند.(اعراف،117و 119).
برو جان پدر تن در مشیت ده كه دیر
افتد ز یأجوج تمنّا رخنه در سد «ولوشینا»
13. در این بیت، آرزوها به قوم یأجوج و
مأجوج تشبیه شده اند؛زیرا براساس روایات، آنها میكوشند
سد اسكندر را از میان بردارند و همیشه كارشان ناتمام
میماند و آن سد همچنان باقی است. خواست و ارادهی الهی
(و
لوشینا) را به آن سد تشبیه كرده است كه تلمیح دارد به
آیهی:
ءاتونی زُبَرَ الحَدیدِ حَتی إِذا ساوی
بَیْنَ الصَّدَفَیْن قالَ النْفُخُوا حَتّی إذا جَعَلَهُ
نارًا قالَ ءاتوُنی اُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً . فَما
اسْتَطعوا أَْ نیَظْهُروهُ و ما اَسْتَطعُوا لَهُ نَقْباً
.
و گفت: قطعههای آهن بیاورید. آن گاه
دستور داد كه زمین را تا به آب بكََنند و از عمق زمین تا
مساوی دو كوه از سنگ و آهن، دیواری بسازند.سپس آتش
افروختند تا آهن گداخته شود، آنگاه مس گداخته بر (خلل و
فرج) آن آهن و سنگ ریختند . از آن پس، آن قوم برشكستن آن
سد،بالا رفتن از آن و رخنهكردن در آن،هرگز توانایی
نیافتند.(كهف،96و 97).
همچنین عبارت «ولوشینا»، كه صورت دیگری
از «ولوشئنا» و به معنی «و اگرمیخواستیم» است، در چندین
آیهی قرآن آمده است؛ از جمله :( 176 انعام، 86 اسراء،51
فرقان ، 13 سجده و 28 انسان).
جان موسی صفات او روشن
به تجلی و شخص او سینا
14. این بیت تلمیح دارد به آیهی:
ولمّا جآء موسی لِمیقاتِنا وَ كَلّمه رَبّه
قالَ رَبِّ أرِنی أنْظر إلیكَ قالَ لَنْ تَرانی وَ لكِن
انْظُر ْاِلی الجَبلِ فَاِنْ اسْتَقَرّ مَكانَهُ فَسَوْفَ
تَرانی فَلَمّا تَجَلّی رَبّه لِلْجَبلِ جَعَلَهُ دَكّاً
وَ خَرّ موسی صَعِقاً فَلَمّا أفاقَ قالَ سُبْحانَكَ
تَبْتُ إلَیْكَ وَ أناَ أول الْمؤمِنینَ.
و چون قوم دیدن خدا را درخواست كردند،
موسی با هفتاد نفر از بزرگان قومش كه انتخاب شده بودند، در
زمان معین به وعده گاه ما آمد و خدا با وی سخن گفت. موسی
[به درخوست جاهلانهی قوم خود] عرض كرد:خدایا! خود را به
من بنما تا [بی حجاب]جمال تو را ببینم.خدا در پاسخ او
فرمود:تا ابد مرا نخواهی دید، ولی در كوه بنگر. اگر كوه
طور بر جای خود برقرار تواند ماند، تو نیز مرا خواهی
دید؛پس آن گاه كه خدا بر كوه تابش كرد،كوه را متلاشی ساخت
و موسی بی هوش افتاد.آنگاه كه به هوش آمد، عرض كرد:
خدایا!تو منزه و برتری (از رؤیت و چنین اندیشه)؛ به درگاه
تو توبه كردم. من (از قوم خود) اول كسی هستم كه ( به تو و
پاكی ذات تو از هر آلایش جسمانی) ایمان دارم.(اعراف،143).
خاك را توفان اگر عسلی دهد، وقت آمده است
ای دریغا داعی یی چون نوح و توفانی كجاست؟
15. بیت تلمیح دارد به داستان توفان نوح كه
درآیات متعددی آمده است؛ از جمله آیهی:
حتی إذا جآء أمرنا وفار التنور….
نوح به ساختن كشتی پرداخت، در حالی كه
قومش او را مسخره میكردند تا این كه فرمان (قهر) ما فرا
رسید و از تنور آتش، آب جوشید (و جهان را به توفان
داد)…(هود، 40).
زین قدم راه رجعتم بسته است آن كه
او مرجع و مآب من است
16. آنكه مرجع و مآب من است، اشاره دارد
به آیهی:
… إلی اللّه مَرْجِعُكُم جَمیعاً….
بازگشت همهی شما به سوی خداست.(مائده،
48).
و آیهی:
… ِإلیْهِ أدْعُوا وَ ِالَیْهِ مَآبِ .
… خلق را به سوی او فرا خوانم و بگویم كه
بازگشت ما به سوی اوست.(رعد،36).
آخر این قوم عادیان بودند
كه خود از نسلشان كسی بنماند
17.این بیت به قوم عاد اشاره دارد كه
یادشان در تاریخ مانده است، ولی خود یكسره نابود شدهاند.
در قرآن نیز به سرنوشت آنان اشاره شده است:
اَلَمْ تَر كَیْفَ فَعَلَ رَبّكَ بِعادٍ .
ای رسول! ندیدی كه خدای تو با عاد [قوم
هود] چه كرد؟(فجر،6).
شهسوار سرّ «اسری» در شبی هفت
آسمان بر براق ره چون بپیمود و برید؟
18. شهسوار «سرّ اسری» كنایه از حضرت رسول
(ص) است وبیت تلمیح دارد به داستان معراج پیامبر(ص) كه در
سورهی اسراء بدان اشاره شده است. در آیهی اسراء
میخوانیم:
سُبْحانَ الّذی اَسْری بِعَبْدِهِ لَیلاً
مِنَ المَسْجِدِ الْحَرامِ إلی المَسْجِدِ الأقْصی الّذی
باركْنا حَولَهُ لِنُریَهُ مِنْ آیاتِنا….
پاك و منزه است خدایی كه (در مبارك) شبی،
بندهیخود (محمد) را از مسجد حرام (مكه معظمه) به مسجد
اقصایی سیر داد كه پیرامونش را (به قدوم خاصان خود) مبارك
و پر نعمت ساخته است…. (اسراء،1).
ز شكر گردد نعمت بر اهل نعمت، بیش
به صبر گردد محنت بر اهل محنت،كم
19. مضمون بیت اشاره دارد به آیهی:
… لَئِن شَكَرتُمْ لأزیدَنّكُمْ وَ لَئِنْ
كَفَرتُمْ إنّ عَذابی لَشدید.
اگر شكرنعمت به جای آرید، برنعمت شما
میافزایم و اگر كفران كنید، به عذاب شدید گرفتارتان
میكنم.(ابراهیم،7).
قبلهی ملت مسیح بده آفت توبهی
نصوح بیار
20. تعبیر «توبهی نصوح» اشاره دارد به
آیهی:
یا أیّهَا الّذینَ آمَنوُا تُوبُوا اِلَی
اللّه تَوْبةً نَصُوحاً….
همانا ای مؤمنان به درگاه خدا توبهینصوح
(با خلوص و دوام) كنید… .(تحریم،8).
اگر گردون به یك ذره بگردد برخلاف
تو همه دوران او ایام نحس مستمر بادا
21. عبارت «ایام نحس مستمر» اقتباسی است
از آیهی:
إنّا أرْسَلْنا عَلَیْهِمْ ریحاً
صَرْصَراً فی یَوْمٍ نَحْسٍ مُسْتمَرٍ.
ما برهلاك آنان، تند بادی در روز پایدار
نحسی فرستادیم.
این سخن بیانگر عذابی است كه خداوند، قوم
عاد را به آن دچار كرد.(قمر،19).
قوام دولت ما را چو امر «قد مضی»
گشتی دوام محنت اعدات «امر قد قدر» بادا
22. عبارت «أمر قد قدر» از آیهی:
َوفَجَّرنَا الأرْضَ عُیُوناً فَالْتَقی
الْماءُ عَلَی أمْرٍ قَدْ قُدِر.
و در زمین، چشمهها جاری ساختیم تا آب
آسمان و زمین با هم به توفانی كه مقدر حتمیبود، اجتماع
یافت.
برگرفته شده و به داستان توفان نوح مربوط
است.(قمر،12).
اگر كشتی عز و جاه جز بار تو برگیرد
همه الواح معقودش «جراد منتشر» بادا
23. عبارت «جراد منتشر» برگرفته است از
آیهی:
خُشَّعاً أبْصارُهُمْ یَخْرُجُونَ مِنَ
الأجْداثِ كَاَنَّهُمْ جَرادَُ مُنْتَشِر.
كه كافران از هول،به خواری چشم بر هم نهند
و سر از قبرها بر آورند.(قمر، آیهی7).
ــــــــــــــــــــــــــــــــ
1ـ توضیحات این قسمت بیشتر از گفتههای
استاد دكتر سید محمد راستگو در كلاس «تاثیر قرآن و حدیث در
شعر فارسی » است كه در دوران دانشجویی تندنویسی و یادداشت
برداری شده است و خوانندگان عزیز می توانند برای اطلاع
بیشتر به كتاب «تجلی قرآن و حدیث در شعر فارسی» تالیف
استاد كه توسط انتشارات سمت چاپ شده مراجعه نمایند.
2 ـ با این توضیح كه در ترجمه آیات قرآن از
ترجمه مرحوم الهی قمشهای استفاده شده است.
|