Home Page   صفحه اصلي شبكه Print -  چاپ صفحه Save As - ذخيره صفحه ارسال به دوستان
 

بهترین توبه و برترین توبه‌كنندگان

محمود جویباری

«جوانی»، فصل شكوفایی«زندگی» و بهترین فرصت«بندگی» است؛گمشده‌ای كه پیران حسرتش را می‌كشند و ستاره‌ای كه فقط یك بار، در آسمان عمر آدمی،طلوع می‌كند.

«جوانی»،دوران ظهور «عشق» و «احساسات» و برترین هنگام دست یابی به خوشبختی و گام نهادن در وادی عشق و ایمان است.

اما «توبه»، بازگشت به زیبایی‌ها و پشیمانی‌ از پلیدی‌ها؛دوری از گناهان و دست یافتن به حیات جاودان است.

و در میان توبه كنندگان، «جوانان»، بهترین آنان هستند كه خداوند بازگشت آنها را، بیشتراز دیگران دوست دارد.

آری؛«توبه، زیبا و نیكوست؛امّا از جوانان،زیباتر و پسندیده‌تر است».1

و «خداوند متعال ـ دربرابر فرشتگان ـ به جوان عبادت كننده، افتخار می‌كند و می‌فرماید:ببینید بنده‌ام را، كه برای خشنودی من،شهوتش را،ترك كرده است».2

خداوند مهربان، جوانان پشیمان را،دوست می‌دارد و همواره در انتظار بازگشت آنهاست.

پیامبر اسلام(ص) فرمود:«ما من شیئٍ احبّ الی الله من شابّ تائب؛هیچ كس، نزد خدای بلند مرتبه،دوست داشتنی تر از جوان توبه كننده نیست».3

«جوانی» را قدر بدانیم؛همچون فرشتگان، پاك و وارسته بمانیم و «دو ركعت عشق»، از آخرین «نامهٔ» پیر جماران» بخوانیم:

«از مكاید بزرگ شیطان و نفس امّاره، آن است كه جوانان را، وعدهٔ صلاح و اصلاح در زمان پیری می‌دهد،تاجوانی،با غفلت از دست برود؛و به پیران، وعده می دهد به طول عمر و  لحظهٔ آخر.با وعده‌های پوچ، انسان را، از ذكر خدا و اخلاص، باز می‌دارد؛تا مرگ، فرا رسد و در آن حال، ایمان را اگر تا آن وقت، نگرفته باشد، می‌گیرد».4

از عبور تنهایی

در زمان  حضرت موسی(ع) جوانی بود كه برخوردهای ناپسندش، مردم را به تنگ آورده و ستم‌هایش، آنان را، سخت آزرده بود؛پس چون،همگان در كارش درماندند،خدای خویش را ـ به یاری ـ خواندند.

خداوند مهربان نیز ـ به پیامبرش ـ چنین فرمان داد:

«او را، بیرون بران و بندگانم را،از شرّش آسوده گردان».

سپس جوان، به دیاری دیگر، رهسپار و زشتی هایش دیگر بار،آشكار شد،آن گاه مردم،با یاری موسی بن عمران(ع) و به فرمان پروردگار مهربان، وی را از آن جا نیز، بیرون راندند و خویشتن را، از ظلم‌هایش رهاندند.

و جوان گناهكار، چون راه به جایی نبرد،غریبانه به غاری، پناه برد و دل به تنهایی سپرد.

چندی بعد، روزگار، امناش نداد و جوان ـ بیمار و ناتوان ـ صورتش را، بر خاك نهاد و گریه ، سر داد:

«خدایا! اگر پدر و مادرم،یاورم بودند و اگر فرزندان یا همسرم؛یاورم… آنان در غمم می‌گریستند… افسوس كه نیستند، ای مهربان! مرا از رحمت خود، نا امید نگردان و به آتش آخرت، نسوزان…» و چون، از اعماق جانش «توبه» كرد؛ خدایش بخشید و فرشتگانی چند را ـ به صورت پدر،مادر و… به بالینش رسانید.

جوان، تا آنان را، دید؛خشنود گردید و جان به جان آفرین، تسلیم كرد.

آن گاه  ـ از جانب خداوند ـ وحی رسید:

«ای موسی! دوستی از دوستان من، غریبانه، در كوهی، جان سپرده؛بشتابید…» هنگامی كه،پیامبر خدا، خود را، به آن كوه رساند؛سخت در شگفت ماند:خدایا! این همان جوان است كه…

و دیگر بار ندا آمد:«آری،… امّا چون غربتش را دیدم؛دلش را، شاد گردانیدم، و تمام گناهانش را بخشیدم».5

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. نهج الفصاحه، ص 554.               

2. میزان الحكمه، ج 5، ص 8.

3.نهج الفصاحه، ص 151، ح 749.

4. برگرفته از وصیّت نامهٔ حضرت امام خمینی(ره).

5.منتخب التّواریخ، ص 734.

 

  * منبع : مجله بشارت  / نشريه قرآني ويژه جوانان

مسؤليت مطالب مندرجه در اين صفحه بر عهده نويسنده مقاله مي باشد.