|
دوران
جوانی
علی
تبریزی
نویسنده
در این مقاله سعی كرده است با روشی جدید خوانندگان را با
خود همراه كرده، با مشاركت یكدیگر به هدفی خاص برساند. وی
بعد از طرح داستان مورد نظر، سؤالات دقیقی را استخراج كرده
و با بیان نكات برجستهای خواسته خود خواننده جواب سؤالات
را بیابد، گرچه برای اطمینان پاسخها را در آخر آورده است
به نظر ما این روش، روشی بسیار مفید و سازنده در فهم قرآن
است.
برای یك
جوان كه به سن بلوغ میرسد. نیازهای متعددی مطرح میگردد
كه مهمترین آنان عبارتند از: كار و شغل آبرومند، مسكن
راحت، همسر همراه و بالاخره اگر اهل فكر، فرهنگ، اندیشه و
عقیده باشد، محیط سالم و سازنده برای ادامه تحصیلات، رشد،
تعالی شخصیت و اخلاق انسانی.
موسی (ع)
نیز كه جوانی نوبر آمده بود، همچون بقیه جوانان همین
نیازها را داشت و خداوند به دلیل جسم، جان و برخورداری از
ایمان، اخلاص، تقوا و احسان، به نیكوترین وجهی نیازهای
مادی و معنوی او را بر آورده ساخت. آیات ذیل این تجربه را
برای همه جوانان تبیین می نماید تا درس عبرتی برای همگان
باشد. ابتدا به متن آیات توجه میكنیم، سپس به سؤالات مطرح
شده پاسخ میگوییم و در انتها به پیامهای این داستان گوش
دل میسپاریم.
٭٭٭٭٭
موسی (ع) پس از فرار از سرزمین فرعون
مصر
و طی مسافتی طولانی در كوه و دشت، سرانجام به دنبال چند
روز راهپیمایی، در استانه شهر «مدین» به سر چشمه آب آن شهر
رسید. در آنجا گروهی چوپانان را یافت كه چارپایان خود را
سیراب میكردند، علاوه بر آنان دو زن را دید كه به جای آب
دادن به گوسفندان، دائماً آنان را از پراكنده شدن و دور
گشتن باز میدارند. موسی با تعجب از این عمل، از آنان
پرسید:« منظور شما از این كار چیست؟» گفتند:«تا همه
چوپانها كارشان تمام نشود و نروند ما گوسفندان خود را آب
نمیدهیم (چرا كه زورمان به آنان نمیرسد) پدرمان نیز
پیرمردی فرتوت است».
موسی
(ع) وقتی مشكل آنان را دریافت گوسفندانشان را سیراب كرد و
(به جای آنكه بایستد و انتظار تشكر و پاداشی داشته باشد.)
برای رفع خستگی و استراحت از گرمای روز، به سایه درختی
پناه برد و گفت: «پرودگارا! من به هر خیری كه تو نازل كنی
سخت نیازمندم».
پس از
مدتی یكی از آن دو دختر كه به حالت شرم و آزرم گام بر
میداشت آمد و گفت:«پدرم تو را دعوت كرده تا مزد سیراب
كردن گوسفندانمان را به تو بپردازد.» حضرت موسی كه دعای
نیاز و نجات خود را با این دعوت اجابت شده مییافت،
بیدرنگ درخواست دختر را پذیرفت و همراه او نزد پدرش (حضرت
شعیب) رفت و سرگذشت خود و ماجراهایی را كه بر او رفته بود،
تماماً برای او شرح داد، حضرت شعیب نیز پس از استماع
حوادث، او را دلداری و قوت قلب داده، گفت:« نترس كه از شر
ستمگران رها گشتهای».
در این
موقع یكی از دو( دختر) گفت:« پدرم! او را استخدام كن كه
بهترین كسی است كه میتوانی استخدام كنی، هم قوی است، هم
امین».
پدر كه
از این پیشنهاد تمایل دخترش را به فراست دریافت كرده بود،
سخن كوتاه كرده، به موسی(ع) گفت: «من میخواهم یكی از این
دو دخترم را به همسری تو درآورم، مشروط به این كه هشت سال
برای من كار كنی، البته اگر آن را تا ده سال افزایش دهی به
اختیار خودت است (محبتی كردهای). من نمیخواهم بار سنگینی
بر دوش تو بگذارم و اگر خدا بخواهد مرا از صالحان خواهی
یافت».
موسی(ع)
با پذیرش این پیشنهاد و رضایت كامل گفت:« این قراردادی
میان من و تو باشد كه هر یك از دو سرآمد را خواستم انجام
دهم، بر من ستمی نباشد و خدا بر آنچه میگوییم وكیل خواهد
بود». (كار خود را به او میسپاریم). با ترجمه آزاد آیات
23 تا 28 سوره قصص.
سؤالات:
1 ـ
انگیزه موسی (ع) برای آب دادن به گوسفندان دختران چه بود و
چرا چوپانان از این كار دریغ داشتند؟
2 ـ چه
كسی از حقوق ضعفای جامعه (زنان و سالخوردگان) باید دفاع
كند؟
3 ـ آیا
موسی (ع) انتظار تشكر و تقدیری از ناحیه دختران داشت و از
آنان مزدی طلب كرد؟
4 ـ وقتی
موسی (ع) برای خدمت خود اجری نخواسته بود، چرا حضرت شعیب
(ع) میخواست به او اجرت بدهد؟
5 ـ راه
رفتن دختر به حالت حیا وشرم حكایت از چه حكمتی میكند؟
6 ـ
موسی (ع) با چه اطمینانی جریاناتی را كه افشای آن برای او
خطرناك بود به شعیب (ع) نزد دخترانش گفت؟
7 ـ از
كجا میتوان دریافت كه پدر دختران، همان حضرت شعیب(ع) بوده
است؟
8 ـ دو
شرط مهم استخدام و عهدهدار شدن مسؤلیتها كدام است؟
9 ـ
متعهدین غیرمتخصص (پاكان غیر مدیر) ضرر بیشتری میزنند، یا
غیرمتعهدین متخصص (مدیران ناصالح).
10 ـ آیا
میدانید حضرت یوسف برای عهدهدار شدن امور اقتصادی مصر،
روی كدامیك از تواناییهای خود تكیه كرده بود؟
11ـ
چگونه حضرت شعیب(ع) قبل از پرسش از دختران خود، پیشنهاد
همسری یكی از آنان را به موسی (ع) میدهد؟
12ـ
فلسفه قرار دادن كار به عنوان مهریه به جای پول چیست؟
13ـ چه
نیازی به قرار دادن سرآمد هشت یا ده سال وجود داشت و چرا
آن را به توافق و تفاهم آینده موكول نكرده است؟
14 ـ چرا
در پایان قرار داد به جای تكیه بر شهادت خداوند بر وكالت
او تأكید شده است؟
نكات
قابل توجه:
1 ـ
عدالت طلبی و حمایت از مظلومان در هر شرایطی، حتّی در حالت
خستگی، گرسنگی، در بدری و محرومیت هم ممكن است.
2 ـ
انجام هر كار خیری كه خالصانه و خدا جویانه باشد، آثار و
بركات بی شماری دارد. موسی با آب دادن گوسفندان دیگران، از
غربت و تنهایی و بیپناهی و گرسنگی به خانه یك پیامبر راه
یافت، همسر و هم پیمان یافت و ده سال در مكتب آن پیر طریقت
راه و رسم رهبری آموخت.
3 ـ
مردان خدا خدمت هیچكس را بدون اجرت نمیگذارند، حتی اگر
خدمت كننده مزدی طلب نكرده باشد.
4 ـ موسی
(ع) در هر شرایطی به یاد خداوند بود.
1 ـ 4 ـ
هنگامی كه مرد قبطی را به غیر عمد كشت، گفت: «پروردگارا!
من به خودم ستم كردم مرا ببخشای».
2 ـ 4 ـ
هنگام فرار از سرزمین مصر دعا كرد: « خدایا! مرا از شر
ستمكاران رهایی بخش».
3 ـ 4 ـ
در بلاتكلیفی فرار از مصر و نا آشنایی به سرزمینهای مجاور
گفت: «امیدوارم پروردگارم مرا به راهی مناسب راهنمایی
كند».
4 ـ 4 ـ
پس از سیراب كردن گوسفندان شعیب، هنگامیكه در سایه درخت
آرمیده بود، گفت: «پروردگارا! من به هر خیری كه تو نازل
كنی سخت نیازمندم».
5 ـ 4 ـ
پس از عقد قرار داد همكاری با شعیب گفت: «خدا بر آنچه
میگوییم كفیل است».
5 ـ
خداوند نیز دعاهای او را به خوبی و به شرح زیر اجابت
فرمود.
1ـ 5 ـ
او را به خاطر قتل غیر عمد بخشاید.
2 ـ 5 ـ
او را از شر فوعونیان نجات بخشید.
3 ـ 5 ـ
او را از بلاتكلیفی در انتخاب راه، با فرار به سرزمین
«مدین» راهنمایی نمود.
4 ـ 5 ـ
به خاطر خدمتی كوچك در آب دادن گوسفندان، او را از همه جهت
و برای همه نیازها در خانه پیامبر خود پناه داد.
5 ـ 5 ـ
به او توفیق داد تعهدات خود را به خوبی در برابر حضرت
شعیب(ع) انجام دهد.
پاسخ به
سؤالات:
بهتر است
قبل از مطالعه این پاسخ، ابتدا خودتان در جواب سؤالات مطرح
شده، اندیشه و تعمق كافی كرده باشید و پس از پرسش از
خواهر، برادر، پدر و مادر یا دوستان، در صورت به نتیجه
نرسیدن یا به خاطر حصول اطمینان و اطلاع از نظر دیگران به
آن مراجعه نمایید.
1ـ موسی
(ع) همچون چوپانان خودخواه و بیتفاوت نسبت به ناتوانان و
محرومان نبود، بنا براین با همان روحیه و اخلاقی كه در مصر
به حمایت شخص مظلومی برخاسته بود، اینجا نیز به حمایت آن
دو دختر ناتوان شتافت. نكته قابل توجه در این است كه موسی
(ع) با وجود خستگی، گرسنگی، آوارگی، بیپناهی و در شرایطی
كه خود به سختی نیاز به حمایت و دستگیری دیگران داشت، به
داد مظلومان رسید در حالی كه چوپانان از موضع آسودگی و
قدرت، بیاعتنای به ضعیفان بودند.
2 ـ در
این داستان دو قشر آسیب پذیر را از نظر حقوق اجتماعی مطرح
كرده است؛ اولی «زنان »، دومی «سالمندان». دختران حضرت
شعیب(ع) وابسته به قشر نخست و خودش كه پیرمردی فرتوت (شیخ
كبیر) بود از دسته دوم محسوب میگردید. وظیفه دفاع از حقوق
ضعیفان بر همه توانمندان جامعه است، امّا تنها كسانی كه بر
خودخواهی و نفس پرستی مسلط شده و خدا پرستی و تربیت نفس را
پیشه كردهاند بر این كار همّت میكنند.
3 ـ
موسی (ع) كه انگیزهای جز خدمت به بندگان خدا نداشت،
طبیعتاً توقفی هم برای شنیدن تشكر و تقدیر یا تعریف و
تمجید از خود نكرد و پس از آب دادن گوسفندان برای استراحت
به سایه درخت پناه برد.
4
آدمیت، اخلاق و ارزشهای ایمانی حكم میكند كه فضیلت را
فراموش نكنیم و خدمت او را اگر نتوانستیم بهتر و كاملتر،
حداقل به همان میزان، با احسانی متقابل جبران كنیم.
5 ـ
«حیا» حالتی از نفس آدمی است كه میل به خویشتن داری و عفت
و عصمت از خود را نشان میدهد و از بیبندوباری و گسستن
مرزهای اخلاق و حدود حلال و حرام الهی شرم میكنند. به
فرموده امیرالمؤمنین: «هیچ ایمانی همچون حیا و صبر نیست».
دختر شعیب(ع) به گونهای گام برمیداشت كه نشان میداد،
نمیخواهد خودنمایی و جلوه آرایی كند.
6 ـ وقتی
بر مراتب ایمان و مقام پیامبری او آگاهی یافت احساس امنیت
و اطمینان كرد و سفره دل خود را گشود، علاوه بر آن، روزگار
دولتها به داخل خانوادهها هنوز نفوذ امنیتی نكرده بودند و
سلطه سیاسی گسترده نداشتند.
7 ـ
البته در آیات مورد نظر، نام پدر دختران ذكر نشده است،
امّا از آنجایی كه قرآن از پیامبری كه بر شهر «مدین» مبعوث
بوده، چندین بار به نام «شعیب» یاد كرده، علاوه بر آن، از
نظر ترتیب و توالی، رسالت حضرت موسی(ع) در قرآن بعد از
رسالت حضرت شعیب(ع) قرار گرفته است. گفته شده پدر دختران
همین پیامبر بوده است، هر چند در تورات شخص دیگری ذكر شده
است.
8ـ اول
قدرت و توانایی جسمی یا تخصصی و تجربی برای انجام كار دوم
ارزشهای انسانی و اخلاق كه ایمنی و اعتماد را در سپردن كار
و مسؤولیت به دیگری تضمین مینماید.
9ـ به
نظر میرسد اولی، چرا كه اگر كسی به راستی مؤمن و متعهد
باشد، مسؤولیتی را كه بر آن شایستگی و تخصص ندارد، قبول
نمیكند و اگر بكند، نشان میدهد تعهد هم ندارد.
10ـ بر
دو خصلت «حفیظ و علیم». (آیه 55 سوره یوسف: و اجعلنی علی
خزائن الارض انی حفیظ علیم) منظور از حفیظ، توانایی و
نگهداری سرمایههای اقتصادی مملكت و جلوگیری از هرز رفتن و
ضایع شدن و منظور از «علیم» دانش و تخصص انجام این كار
میباشد.
11ـ حضرت
شعیب (ع) همین كه یكی از دخترانش پیشنهاد استخدام موسی (ع)
را با ستایش از قوت و امانت او میدهد، به فراست در
مییابد كه او راپسندیده است، در ضمن از آنجایی كه سبك
قرآن ذكر جزئیات نیست، ممكن است از خود دختر هم تمایلش را
جویا شده باشد، علاوه بر آن، همین كه میگوید« یكی از
دخترانم را ...» مطلب را مشروط و معلق میگذارد تا هم نظر
طرفین را جویا شده باشد و هم حریم اخلاق را حفظ كرده باشد.
12ـ موسی
(ع) سرمایه و ثروتی برای مهریه و خرج ازدواج نداشت، امّا
كار و نیروی جوانی او سرمایه بالقوّه به شمار میرفت كه
میتوانست به تدریج پرداخت نماید. همان طور كه امروزه در
كشورهای با نظام پیشرفته اجتماعی، به جوانان وام بلند مدت
تا پایان عمر برای تهیه مسكن و اتومبیل و لوازم زندگی
میدهند و با تضمین بانكی به تدریج با بهرهای مناسب آن را
دریافت مینمایند.
13ـ این
خود درس بزرگی است كه در قراردادها و توافقهای میان خود،
باید به طور دقیق و جدی تعهدات طرفین را تعیین نماییم و از
كلی و مبهم گویی و واگذار كردن تعهدات به آینده به اتكای
روابط دوستانهای كه داریم، احتراز ورزیم.
14ـ
اشاره به «كفیل» بودن خداوند برای ضرورت توكل به او در
آینده و اموری است كه جریان آن از دست ما خارج بوده و به
عوامل مؤثر متعددی كه در حیطه اراده الهی است، ارتباط
دارد. از آنجایی كه موسی(ع) مطلع و مطمئن از سلامت و توفیق
خود در انجام تعهداتش نبود، به خدا توكل میكند.
|