Home Page   صفحه اصلي شبكه Print -  چاپ صفحه Save As - ذخيره صفحه ارسال به دوستان
 

اعجاز سیاسی قرآن

نويسنده: مولانا شمس الحقّ افغانی

مترجمان : مولانا محمد شهداد مسکن زهی (رح)   --   مولانا سید محمد یوسف حسین پور

قرآن در عرب نازل شد و عرب از تمام ملل ضعیف تر ، بی علم تر، بی هنرتر بود، اسباب تسلط  سیاسی از هر چیز کثرت افراد لازم تر است و در این مورد نسبت به ملل عالم جمعیّت عرب خیلی محدود بود، بین ملت عرب آن زمان و عرب امروز فرق واضح است زمان نزول قرآن عرب فقط عبارت از منطه سعودی و یمن بود. عراق، شام، فلسطین ، اردن ، لبنان ، بیروت، مصر و آفریقای شمالی همه اینها ممالک غیر عرب بودند که پس از فتوحات اسلامی جزء ممالک عرب قرار گرفتند. امر دوم این که چیزی که برای تسلّط سیاسی مورد لزوم است تعلیم می باشد امّا عرب مملکت امّیّین( ناخوانها) بود. امر سوم: اتّفاق و وحدت است که در عرب وجود نداشت هر قبیله دشمن قبیله دیگر بود. خود انصار مدینه که عبارت از دو قبیله مشهور یعنی اوس وخزرج بود دشمن هم دیگر بودند اتّحاد و اتّفاق اصلا معنی نداشت و متصوّر نبود.

امر چهارم: صنعت است که در عرب نه صنعتی وجود داشت و نه کارخانه ای حتّی عرب برای تهیه اشیاء عادی و معمولی امثال اسلحه از قبیل شمشیر و غیره، پوشاک ولباس عادی محتاج هند و مسحیهای شام بودند. پنجم: زراعت وکشاورزی و تهیه مواد غذائی و امور اقتصادی است. در اشیاء خوراکی علاوه از خرما محتاج اقوام و ملل دیگر  بودند. زیرا در وطن ایشان کشت و زراعت و کشاورزی نبود. خدای متعال نسبت به آن فرموده است: واد غیر ذی زرع . ششم: ثروت معدنی است که در آن زمان به کلّی منتفی بود. هر چه امروز به نظر می رسد حاصل زمان حاضر است. هفتم: نیروی جسمی است. عربستان مملکت گرمسیر است. لابد غذای مرغوب میّسر نمی شد کمبود آب هم بود برای نجات از سردی و گرمی، منازل و خانه نداشتند اکثر آنها خانه بدوش و بادیه نشین بودند. برای علج و مداوا هم انتظامی نبود. هشتم: قوت روحی و اخلاقی است که آن از تصوّر تو حید کامل و خالص بوجود آید امّا قوم عرب گرفتار پرستش سنگها یا بتهای که از سنک تراشیده شده بود قرار گرفته بودند.

این بود وضع و احوال عرب در زمان نزول و ظهور قرآن و عرب بالاتّفاق کلیه قوای خود را جهت محو و اطفای این نور متوجّه  به کار انداختند. تقریبا دو تا دو و نیم سال آزادی نشر واشاعه قرآن را سلب نموند. لکن در این مدت قلیل و کوتاه، قرآن ملت عرب را از کجا به کجا رساند، واز مقایسه عرب قبل القرآن همان بود که اوصاف وشرح حالش ذکر شد. لکن عرب بعد القرآن تبدیل به ملتی شد که از نظر تنظیم،اتحاد،اخلاق، رشد فکری، عزم و اراده، ایثار وقربانی، خدا پرستی،شجاعت، سخاوت، مناعت، طبع،عفت و پاکدامنی، ترحم و شفقت، عقل و تدبیر، جهانداری، جهانگیری، دیانت و امانت، صداقت و راست گویی، مواظبت بر عهد و پیمان، عدل و انصاف، هیچ قوم وملتی نظیر ایشان نبود بلکه در طول تاریخ بشریت، ملّتی مثل آن ملّت عرب دیده نخواهد شد. از این جهت با وجود آن هشت نکته صعف که پیشتر به آن اشاره کردیم، آنان با دو ابر قدرت یعنی با دو سلطنت کسرا و قیصر که در تمام جهان حریف نداشتند، برای مقابله قیام کردند، امّا مسلمانان در ایام معدودی آن هر دو حکومت را با خاک یکسان ساختند و تاج و تخت باعظمت ایشان را از دست آنان گرفتند و این دو قدرت بزرگ را از پای در آوردند.

این جا سئوالی مطرح می شود که این جا سئوالی مطرح می شود که این تسلّط سیاسی که نصیب عرب شد و به تدریج امواج طوفانی آن در شرق به کاشغر وسد و دیوار چین رسید و در غرب به مراکش وفرانسه، این نتیجه و معلول چه علّتی بود؟ در واقع برای غلبه و تسلّط سیاسی دو نوع اسباب و علل لازم است: اول مادی، دوم روحانی و غیبی؛ عرب از اسباب مادی محروم بودند بلکه بر عکس دشمنان ومخالفین عرب از آن بهره مند بودند اگر تغلّب وتسلّط منوط بر اسباب مادّی می بود لابد پیروزی نصیب آنان می شد وعرب به کلّی نابود و از سطح جهان معدوم می گردید ونتیجه معکوس به چشم می خود؛ لذا معلوم شد که تمام این پیشرفتهای اسلامی و پیروزیهای صادق و واقعی که نصیب عرب شده است ناشی از آن قوای غیبی و روحانی است که طفیل قرآن و صاحب قرآن صلی الله علیه وسلم شامل حال مسلمین شده است، ظاهر است که این گونه قدرت معجز گر بدون نیروی کتاب الهی منکن نیست، پس معلوم شد که قرآن کلام الهی است و آن ذات مبارک که این کتاب بر او نازل شده است کامل ترین رسول و خاتم النبیین است. سبب تنزّل و عدم ترقّی مسلمانان امروز ترک عمل است که ایشان عمل بر اسلام و قرآن را ترک نموده اند؛ والّا اسلام و قرآن در این زمان هم علاج واقعی تمام نکات ضعف وامراض معنوی وروحی مسلمانان است. قرآن کریم نسخه علاج مجرت وآزموده شده زائد از هزار سال مسلمین است. کمال قال تعالی: و نُنَزّلُ مِنَ القُرآنِ ما هو شفاء.1  قُل هُولِلَّذینَ آمَنُوا هدیً وَّ شِفاءُ.2

لکن هیچ نسخه مجرب کاغذی و در شکل قولی تا وقتی که به صورت عمل در نیاید اثر صحت بخش خود را به اثبات نخواهد رساند. مستشرقین اروپا این راز را خوب میدانند که اگر مسلمین به سوی اسلام و قرآن رجوع کنند. آنگاه نزدیک به یک میلیارد مسلمان جهان با هم متّحد شده و زیر پرچم واحد گرد آمده وقوا و وسائل منتشره ترقی آنان یک جا متمرکز شده و در دنیا اولین درجه قدرت و طاقت بوجد آید واین شکار از دست ما بیرون خواهد رفت.

لذا ایشان از مدّتی است تلاش وکوشش دارند که مسلمانان را از اسلام وقرآن دور نگاه دارند و این طور وانمود کردند که سبب تنزّل وتضعیف مسلمین اسلام وقرآن است. اگر ایشان تمدّن پوسیده و از خدا بیزار غرب را اختیار کنند، پیشرفت و ترقّی نصیب آنان خواهد شد. مبنی بر همین نظر در ممالک اسلامی جنگهای قدیم و جدید جاری است. و هر روز بین مسلمین انتشار وتشت افزون می گردد و ماده تفرقه پرورش می یابد. ما در دو کتاب خود(ترقی و اسلام) و (اشتراکیت و اسلام) این مسئله را حل کرده ایم که روح و اصل آن دو چیز است، وآن، این که صنعت و هنر و علم اروپا چیز دیگری است وطرز زندگی،معاشرت وتهذیب غرب چیزی دیگر. امر اوّل متعلّق به اسلام است که اهل غرب آن را از دست مسلمانان گرفته اند یعنی این صنایع و اختراعات را که ر دست غرب می بینید مال شما بوده است باید شما مسلمین از ایشان مسترد سازید. امر دوم-جنایات وجرائم اهل غرب است که ناشی از تمدن ایشان می باشد آن را ترک کنید. که مخالف اسلام و پیشرفت است از این جهت خود اروپا مبتلای انحطاط شده و در حال نزع قرار گرفته است؛ لذا اگر ما چنین عمل کنیم خانه جنگی خاتمه یابد. برای ترقی و پیشرفت، تعلیم جدید و قدیم هر دو لازم است و هر دو را با هم پیوند کنید نه اینکه بین آنها ایجاد نزاع و جدل نمایید.

تذکر : من دلائل این مطالب را در کتب دیگر خودم ذکر کرده ام.

 منبع : كتاب علوم القرآن  / مولانا شمس الحق افغاني / انتشارات شیخ الاسلام احمد جام

 

مسؤليت مطالب مندرجه در اين صفحه بر عهده نويسنده مقاله مي باشد.