Home Page   صفحه اصلي شبكه Print -  چاپ صفحه Save As - ذخيره صفحه ارسال به دوستان
 

تجلي قرآن در اشعار مولانا جلال الدين محمد بلخي ٭

 حسيب الله احساني ( بهسود )

مقدمه:                                                    

شاعران فارسي زبان كه در بستر اسلام، به شعر و ادب فارسي روي آورده أند، غالباً تحت تعاليم و آموزه هاي ارزشمند قرآن بوده اند، با اين تفاوت كه در اشعار برخي از اين شاعران اين جلوه نمايي بسيار واضح وروشن نيست در برخي موارد قدري روشن تر است. نظير اشعار سنايي غزنوي و ناصر خسرو قبادياني بلخي و در برخي از موارد بسيار روشن است نظير اشعار مولانا جلال الدين بلخي، البته در مقام بهره گيري از قرآن انگيزه ها متفاوت است ، چه اينكه گاهي به قصد تيمن و تبرك جستن به قرآن ، گاهي به قصد تبیين و توضيح سخن خودش، گاهي به قصد تعليل و توجيه، گاهي به قصد تشبيه و تمثيل، گاهي به قصد استناد و استشهاد، و در مواردي هم به قصد تزيين و تجميل اشعارش و در بعضي موارد هم به قصد نكته پردازي و هنر نمايي و... به اقتباس و بهره گيري از قرآن پرداخته است در اين ميان مولانا جلال الدين بلخي شاعر و عارف قرن هفتم، مقام و مرتبۀ شاخص تري را به خود اختصاص داده است،تا انجا که ،بعضي از بزر گان و مثنوي شناسان، دو سوم از آيات قرآن را مورد استناد واستشهادِ مولوي دانسته است.(1) دريك تقسيم بندي كلي، مي توان انواع بهره گيري مولانا از قرآن را به سه دسته كلان تقسيم نمود:

1- بهره گيري وتأثير پذيري از يك آيه قرآني در يك فرد شعر نظير:

قدر همت باشد آن جهد ودعا                                  ( ليس للانسان الا ما سعي)

 قبله ازدل ساخت وآمد در دعا                                  (ليس للانسان الا ما سعي)

و يا آنچه در اين اشعار معروف و مشهور آمده است :

پس عدم گردم عدم چون ارغنون                               گويدم ك (انا اليه راجعون)

 صورت از بي صورتي امد بيرون                                 باز شد   )انا اليه راجعون)

از ملك هم بايدم جستن زي جو                                ( كل شيء هالك الا وجهه)

2- بهره گيري از تعابير و كلمات قرآني در اشعار، با انگيزه هاي مختلف كه بر شمرديم نظير:

(يومنون باالغيب) مي با يى مرا                        زان  ببستم  روزن  فاني  سرا

كه مولانا بقصد تبرك واستناد به قران از ايه 3 سورره بقره بهره جسته است . يا همانند :

عقل را با عقل ياريِ يار كن                          (امر هم شوري) بخوان و كار كن

در اين قسمت مولانا به قصد استناد به قرآن از ايه 38 سوره شوري بهره  جسته است . يا نظير:

اسم هرچيزي تو از دانا شنو                          سّر رمز(علّم الاسماء) شنو

چون  ملايك  گو كه:  ( لا علم لنا )                     يا الهي غير (ما علّمتنا)

كه در اين قسمت مولانا براي تبيين و تعليل سخنش با استفاده  از آيه 31و 32  سوره بقره از قرآن بهره گرفته است، يا نظير:

(الخبيثات للخبيثين) حكمت است                   زشت را هم زشت، جفت و بابت است

كه با استفاده از كلمات قرآني، از آيه 26 سوره نور، اشعار خودش را شكل داده است. ويا نظير:

يوم دين(زلزلت زلزالها)                                اين زمين باشد گواه حال ها

كه مولانا در اين قسمت از آيه اول سوره زلزال بهره گرفته است.

3- بهره گيري و تأثير پذيري از قرآن در محتوي و مضمون، كه خود به چند شكل، صورت مي گيرد  

الف- مضمون و محتوي اشعار اشاره به آية خاصي دارد هرچند از اصل آيه هيچ ذكر به ميان نيامده است. به عنوان نمونه:

جنس برجنس است عاشق جاويدان               جاذب هر جنس را هم جنس دان

كه محتوي اين اشعار مولانا از آيه  26 سوره نور ( الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ ) تأثير پذيرفته است. يا نظير:

پس تو هر جفتي كه مي خواهي برو               محو و هم شكل صفات او بشو

كه محتوي اين دو بيت از آية فوق سوره نور تأثير پذيرفته است.يا نظير:

چون كه با كودك سرو كارت فتاد                         هم زبان كو دكي بايد گشاد

كه از مضمون آيه( وما ارسلنا من رسولٍ الا بلسان قومه) اقتباس گرديده است.يا نظير:

مصطفي را وعده كرد الطاف حق                          گر بميري تو نميرد اين سبق

تا قيامت باقي اش داريم ما                                 تو مترس از نسخ دين اي مصطفي

كه محتوي اين ابيات از آيه 9 سوره حجر  إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ بهره گرفته است. يا

نظير:

ما زدرياييم و دريا مي رويم                                    ما زبالاييم و بالا مي رويم

آنچه از دريا به دريا مي رود                                   از هر آنجاكا مد آنجا مي رود

كه در محتوي اين ابيات مولانا از آيه156 سوره بقره ( انا لله و انا اليه راجعون) بهره گرفته است.

 موارد را كه به عنوان قالب هاي تأثير پذيري مولانا ازقرآن بر شرديم، از باب نمونه است نه استقراء، چه اينكه استقراء وشمارش تمامي موارد كه مولانا از قرآن تأثير پذيرفته است از حوصله ما واين نوشتار خارج است. موارد ذكر شده از ساده ترين و روشن ترين نمونه هاي است كه با اندك تأمل حضورش براي هر خواننده قابل لمس است. در عين حال تأثير پذيري مثنوي از قرآن منحصر در اين موارد نيست.مثنوي شناسان و متخصيصن فن، مواردي را ياد آور شده اند كه درك اين موارد دّقت بيشتري را مي طلبت، باز به عنوان نمونه:

1-  بهره گيري و استفاده از شيوه حل(تحليل

 چنانكه گذشت. گاهي آية به جهت هماهنگي كه با وزن وقافيه شعر دارد بدون تغيير در ساختار اصلي آيه، مورد استفاده قرار مي گيرد، اما هميشه اين گونه نيست، زيرا در مواردي صاحب سخن مجبور است، به علت تنگناي وزن و قافيه، ساختار اصلي آيه را كمي تغيير داده، و آنگاه مورد استفاده قرار دهد كه به اين شيوه، شيوه حل يا تحليل نيز مي گويند. نمونه هاي از اين شيوه در اشعار مولانا بيش از هر شاعر ي ديگر است. نظير:

ما خلقت الجن والانس اين بخوان                   جز عبادت نيست مقصود جهان

مولانا در اين شعرش با استفاده از قسمتي از آيه ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون، چون استفاده تمام آيه را تنگناي وزن اجازه نمي داده است، خودش مضمون آيه را تكميل كرده است. يا نظير:

گشت (ارسلناك شاهد) درنذر                          زان بود از كًونِ او حرّ بن حر

 در اين ابيات نيز آيه 45 سوره احزاب  يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا  مورد استفاده

قرار گرفته اما چون استفاده كامل آيه به جهت تنگناي قافيه ممكن نبوده،آيه مورد تحليل قرار گرفته است.يا نظير:

گفت( اغلالاَ فهم به مقمحون)                           نيست آن اغلال برما از بيرون

در اين اشعار آية 8 سوره يس إِنَّا جَعَلْنَا فِي أَعْنَاقِهِمْ أَغْلالا فَهِيَ إِلَى الأذْقَانِ فَهُمْ مُقْمَحُونَ مورد

تحليل قرار گرفته است. يا نظير:

پيش بي حد هرچه محدود است،لاست             كل شيء غير وجه الله فناست

كه در اين شعر آخرين آيه سوره قصص كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ مورد استفاده و تحليل قرار گرفته در عين حال هيچ دخل و تصرفي در معني آيه صورت نگرفته است.

2- اثر پذيري ساختاري:

در اين شيوه صاحب سخن، ساختار قرآني را سر مشق والگوي خويش قرار داده و با همان ساخت و بافت هم سان وهم خوان به ايراد سخن مي پردازد، كه اين شيوه نيز از مختصات مولانا جلال الدين بلخي است، توضيح بيشتر:

يكي از ويژگي هاي سبكي و ساختار قرآن مجيد، رو ساخت گسست نما، بريده بريده، و‍‍‍‍ژرف ساخت پيوسته، و در هم تنيده آنست، بگونه اي كه براي  هر پژوهنده، در برخورد آغازين با اين كتاب مقدس، چنين مي نمايد كه آيه هاي كه در يك سوره به صورت پي درپي قرار گرفته. و همين گونه سوره هاي كه در سراسر قرآن پيرامون هم قرار گرفته است، نه تنها پيوند آشكار و پنهان ندارد، كه چه بسا بيگانه نيز هست، اما اين پژوهنده،  آنگاه كه با قرآن انس پيدا نمايد، و با جان و دل و با طهارت و تقوي به حريم حرمت آن اذن دخول يافت، همان آيه ها و سوره هاي به ظاهر بريده بريده، و از هم گسسته و بيگانه، در باطن پيوند پنهاني، اما چنان ژرف و شگرف و هموار و استوار دارد، كه اگر هر يك را از جايش برداري و در جاي ديگر بنشاني، در هنجار و استواري آن رخنه خواهيد افگند.

در مثنوي معنوي مولوي، اين شيوه به راحتي قابل مشاهده است، كتابي كه ظاهرش از نظم و انسجام و پيوند و استواري بر خوردار نيست و چه بسا كساني آن را مجموعه اي از مطالب پريشان، و از هم گسسته و كشكولي و برهم انباشته بدانند، امّا آنكس كه با مثنوي خو بگيرد، و آشنايي بهم رساند، ميان آن مطالب بظاهر پريشان و پراگنده، پيوست پنهاني و پوشيده مي يابد. پس اينكه مولانا كتابش را همانند كتاب هاي شاعران و عارفان ديگر- حتي چون سنايي غزنوي كه به گمان برخي مولوي از او تأثير پذيرفته- تبويب نكرده و بخش بندي منظم نداده است،افزون به هر دليل ديگر، يكي از دلايلش، همدلي و همزباني با قرآن است، آنچنانكه جامي مثنوي را تا سرحد قرآن پهلوي، نيز بالا برده است:

مثنوي معنوي  مولوي                              هست قرآن با زبان پهلوي

لذا مولوي همواره از اين كتاب مقدس بهره گرفته، اگر نه بيت بيت كه صفحه صفحه مثنوي را با رنگ و بوي قرآن آذين بسته است و شايد سبك و ساختار مثنوي را از آن گرفته باشد. غير از اين دو نوع هماهنگي- تحليلي و ساختاري- هماهنگي و تأثير پذيري هاي ديگر از قرآن كريم در مثنوي، قابل مشاهده است نظير:

الف: مثنوي به صورت دفتر ها و هر دفتري به داستان هاي بخش بندي شده است.

ب: قرآن در ساختار نزولي خودش با كلمه بخوان(إقرء) آغاز شده است و مثنوي باهمين ساختار همگون با كلمه- بشنو- آغاز گرديده است.

ج- قرآن ازطريق وحي، بر پيامبر فرود آمد او كه خود نوشتن نمي دانست، آيات فرود آمده را بر كاتبان وحي مي خواند، و آنهارا مي نوشت، مثنوي نيز از راه الهام درون ،بر زبان مولانا فرو مي ريخت و او آن ها را بر حسام الدين چلپي، وديگران، مي خواند و آنها مثنوي را مي نوشت. موارد بر شمرده نمونه هاي است از تأثير پذيري مولوي، از قرآن در ابداع مثنوي، امّا باز هم ميگويم: آنچه بعنوان نمونه گرد آمده است، هيچگاه  از باب استقرا ء كامل نيست اگر كسي بيشتر دقت كند سراسر مثنوي از اين اتفاقات موج مي زند.

 ب- مضمون و محتوي برخي از  اشعار اشاره به مجموع از آيات و معارفي دارد كه از منطوق آيات متعدد، و يا به طريق مفهوم گيري از آيات استخراج مي گردد.

ج- معني و مضمون كلي يك داستان مثنوي، به مضمون يك آيه قرآن و يا عموم آيات و معارفي قرآني، اشاره دارد.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* درتدوین این مقاله از مطالب بعضی شماره های  مجله بشارت  نيز بهره جسته شده است .

(1) محمد تقي  جععفري ،  مولوي و جهان بيني ها ص55

 

 

مسؤليت مطالب مندرجه در اين صفحه بر عهده نويسنده مقاله مي باشد.