|
مهارتها
و شرايط كلاسداري
حجة الاسلام
استاد رحمت
الله عابدی
شرط
اوّل: مكان و فضاي مناسب
مكان
كلاس قرآن بايد ويژگيهاي خاصي را دارا باشد
الف)
مكان تنگ و ضيق نباشد؛ چرا كه وسعت مكان كلاس در نشاط
شاگردان تأثير به خصوصي را خواهد گذاشت و اگر مكان تنگ
باشد قطعا نتيجه معكوس خواهد داشت (البته منظور از
وسعت، وسعت مناسب است نه زياد) چنانچه قرآن
كريم ميفرمايد: أَرْضُ اللّهِ
واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فيها(1).يعني: اگر يك مكاني از
نظر مذهبي و ديني در اختناق بود، ميتوانيد به
مكانهاي وسيعتري جاهايي كه ابراز عقيده شما آزاد است
مهاجرت كنيد.از اين آيه مباركه اين طور ميتوان
استفاده كرد كه مكان وسيع در اجراي هر كار و برنامهاي
يك ضرورت است؛ البته اين در صورتي است كه دسترسي به
چنين مكاني امكانپذير باشد و الاّ به حداقل بايد
اكتفا كرد.
ب)
مكان بايد از نور و روشنايي كافي برخوردار باشد و اگر
تاريك و كمنور باشد، حالت بيحوصلگي در شاگردان دست
خواهد داد و اين خود باعث ميشود براي شاگردان
شلوغكار و شيطان تا از اين فرصت براي اجراي طرحهاي
مخرّب خود استفاده كنند.
ج)
آرامش و سكوت مكان.كلاس نبايد در كنار خيابان باشد تا
اين كه رفت و آمد وسائط نقليه موجب سلب آرامش كلاس
گردد و يا اين كه كنار مدرسه ابتدايي باشد تا سر و
صداي بچّهها به سكوت كلاس زيان برساند.
شرط
دوم: زمان مناسب
در
اين رابطه بايد با دانشآموزان مشورت شود و نظرخواهي
از تمامي آنها صورت گيرد كه آنها در طول هفته چند ساعت
ميتوانند در اختيار قرآن باشند و يا در چه فصل از سال
بيشتر فرصت دارند و براي اين كه ميزان يادگيري شاگردان
بالا رود، بايد زمان مناسبي را براي برگزاري كلاس در
نظر گرفت؛ مثلا اگر شاگردان فرصت داشته باشند، اوّل
صبح بسيار زمان مناسبي است چون با توجّه به اين كه
دانشآموز شب خواب كامل و استراحت وافي داشته است،
ذهنش براي يادگيري آمادگي كامل دارد.اگر كلاس ما به
صورت يك دوره باشد، بايد به صورت يك روز در ميان باشد
و هر روز خستهكننده است و اگر دوره فشرده نباشد شايد
بخواهد در كنار برنامههاي ديگر كار قرآني انجام
دهد.صبحهاي روز پنج شنبه و جمعه زمان بسيار مناسبي
براي اين كار خواهد بود.
امّا
در رابطه با كلاس حفظ قرآن كريم، برخي از صاحب نظران
عنصر زمان را در حفظ قرآن مهم نميدانند كه در چه
زماني باشد (براي حفظ قرآن هيچ زماني دير نيست بلكه در
هر صورت ممكن و هر زمان مقدور انسان بايد در صدد اين
گونه توفيقات الهي برآيد.پويا كردن حافظه و سپاسگزاري
از نعمتهاي الهي در پرتو بهرهگيري از آن اعضا در
راستاي علاقه فراوان معصومين(ع) و خداي متعال است و آن
اين كه حافظه خود را منوّر به كلمات الهي گرداند اين
كار موجب خرسندي سلولهاي مغزي هم خواهد شد و ...)
شرط
سوم: ابزار مناسب
الف)
تخته صاف ترجيحا وايتبرد
نحوه
استفاده از آن هم خيلي مهمّ است كه معلّم بايد سعي كند
تخته را خيلي شلوغ نكند و خطوط را مجزّا بنويسد و تخته
را كثيف نكند؛ چون باعث سردرگمي شاگردان ميشود.براي
جلوگيري از اين كار بايد فقط رؤوس مطالب را بنويسد.
ب)
ماژيك
ترجيحا
ماژيك بايد سر پهن باشد براي اين كه در زيبايي خط كمك
بسيار ميكند به شرط اين كه معلّم مقداري با فنون
خوشنويسي آشنايي داشته باشد.
ج)
تخته پاككن
براي
پاك كردن تخته بايد توجّه داشت كه از پاكن هاي مخصوص
اين كار بايد
استفاده كرد.مثلا از پارچه استفاده
نكنيد؛ زيرا باعث آلودگي و كثيفي تخته ميشود و از
دستمال كاغذي هم استفاده نكنيد؛ زيرا براي معلّم اين
كار افت شخصيت خواهد داشت.
شرط
چهارم: امكانات و تداركات
يك
كلاس خوب بايد تداركات خوبي داشته باشد تا در ساعات
زنگ تفريح از شاگردان كه از درس خسته شدهاند، پذيرايي
كند و اين كار اوّلا نياز به امكانات مالي دارد و
ثانيا نيازمند يك فرد فعّال به عنوان تداركات است.در
خيلي از موارد تداركات نقش بسيار ارزندهاي را دارد كه
قابل انكار نيست؛ البته فردي كه به عنوان تداركات
انتخاب ميشود، بايد يك آدم زنده و سرحال و پرتحرّك
باشد تا بتواند در مواقع مناسب به وظيفه خود عمل كند.
شرط
پنجم: مهارتهاي استاد
در
ميان تمام شروط كلاسداري شرط فوق از ويژگي و اهميت
خاصي برخوردار است؛ لذا بحث ما دور اين محور بيشتر
ميچرخد.
مهارتهاي
يك استاد را ميتوان كلاّ به سه بخش تقسيم كرد:
مهارتهاي
تدريسي
.1
مهارتهاي قبل از تدريس
.2
مهارتهاي ضمن تدريس
.3
مهارتهاي بعد از تدريس
مهارتهاي
قبل از تدريس
الف)
طرّاحي آموزش
مثلا
براي روخواني سطح يك كه هفده درس است، بايد اين هفده
درس را بر اساس ماه، هفته، روز و ساعت تقسيم كند و
بايد تقويم و سررسيد داشته باشد و ايّام تعطيل را در
نظر داشته باشد آنگاه برنامه آموزشي خود را تنظيم كند
تا در آينده دچار مشكل كمبود وقت و يا پيامدهاي منفي
ديگر نشود.
ب)
تعيين هدف
اگر
واقعا هدف معلّم قرآن ياد دادن و انتقال فرهنگ قرآني
به شاگردان باشد، ديگر هيچ گاه معلّم وقت شاگردان را
به داستانسرايي و قصّهگويي و بيان لطيفههاي نامربوط
نخواهد گذراند؛ بلكه در عوض بر اساس هدف خويش آمادگي
ميگيرد در اين راستا حركت خواهد كرد و لذا از امر
مهمّ آموزش غفلت نميكند.
ج)
تعيين رفتار ورودي
رفتار
ورودي يك معلّم از اهميت خاصي برخوردار است.معلّم بايد
متوجّه باشد كه هيچ گاه سرزده وارد كلاس درس نشود؛ به
خاطر اين كه اگر شاگردان از آمدن معلّم باخبر نشوند آن
احترام لازم را از معلّم به عمل نخواهد آورد.معلّم يك
مقدار در نظر شاگردان سبك جلوه خواهد كرد؛ ولي اگر در
ابتداي ورود به كلاسشان به هر وسيله شاگردان از آمدن
معلّم اطّلاع پيدا كنند، خودشان را جمع و جور ميكنند
تا از معلّم خود احترام كنند.آنهايي كه مشغول بازي
هستند با همنوعان خودشان حواس خود را جمع ميكنند و از
بازيگوشي دست برميدارند.
د)
كيفيت نشستن در جايگاه تدريس
يك
معلّم وقتي كه وارد كلاس ميشود، بايد با كمال آرامش و
وقار در جايگاه خويش قرار بگيرد (البته بعد از سلام
كردن) و با نشاط كامل و روحيه باز با شاگردان
احوالپرسي بسيار مختصر انجام دهد و اگر ليست حضور و
غياب را در دسترس دارد، در همين حين بايد حضور و غياب
را انجام دهد براي اين كه شاگردي كه دير حضور پيدا
ميكند اگر يك بار به عنوان غايب اسم او ثبت شود، ديگر
بار تنبلي نخواهد كرد و سر وقت حاضر خواهد شد و در
همين موقع خود استاد هر روز چند آيه از كلام الهي را
تلاوت كند؛ به
دليل اين كه اوّلا قوّت قلب براي خود
استاد است و اصلا در اجراي برنامه تدريس كمك ميكند؛
چون خواندن قرآن به منزله توسّل به قرآن است و ثانيا
شاگردان با استاد كه الگوي آنهاست، بيشتر آشنايي پيدا
ميكنند و اين كار در روحيه متعلمين تأثير شگرفي دارد.
مهارتهاي
ضمن تدريس
الف)
برقراري ارتباط با شاگردان:
استاد
و معلّم در حين تدريس بايد سعي كند هيچ گاه ارتباط خود
را با شاگردان قطع نكند كه اين خود يك نوع مهارت
است.حال چه كارهايي بايد انجام دهد و چه كارهايي را
نبايد انجام دهد تا ارتباط او قطع نشود.
امّا
كارهايي كه بايد انجام بدهيد مثل اين كه: (نمونه)
از
شاگردان در حين تدريس كمك بخواهد يعني سؤال كند و خود
پاسخ دهد و همين طور اجازه دهد كه شاگردان به اندازه
توان خودشان به سؤال استاد پاسخ دهند؛ مثلا اگر بحث آن
روز استاد در رابطه با معناي «تجويد» است سؤال كند كه
دوستان از شما كسي ميداند كه تجويد يعني؟ چه اجازه
بدهد كه چند نفر داوطلبانه پاسخ دهند و بعد پاسخ صحيح
را خودش ارايه دهد اين كار باعث ميشود كه نشاط اوّليه
كلاس تا آخر برنامه تدريس حفظ شود.
ب)
شناخت عوامل مخلّ ارتباط:
يعني
كارهاي كه يك معلّم ماهر نبايد در حين تدريس آنها را
انجام دهد و بايد اين عوامل را به درستي بشناسد.
عوامل
مخلّ ارتباط:
الف)
مربوط به مربّي (مثل عدم تسلّط مربّي به موضوع، رسا
نبودن صداي او، عدم مديريت، لهجهدار بودن، كسالت و
...)
ب)
مربوط به شاگرد (حواس پرتي، اضطراب، ضعف درسي، مشكل
شنوايي، شيطان بودن او)
ج)
وسيله پيام (مثل صداي بد بلندگو كه سوت ميزند نادرستي
روش)
د)
شرايطي محيطي (گرم و سرد بودن فضا، شلوغ بودن محيط،
تنگ بودن محيط و...)
ه)
خود پيام (كلمات و عبارات مغلق و نامفهوم را به كار
بردن)
ج)
كيفيت استفاده از تخته
يك
معلّم ماهر بايد بداند كه از تخته چه نوع استفادههايي
ميتوان كرد:
شيوه
هاي استفاده از تخته
.1
نوشتاري: (خط خوش استاد، آداب كتابت،
نوشتن تلگرافي مطالب)
.2
هشداري: (براي اين كه از حواس پرتي و
بازيگوشي شاگردان جلوگيري شود، به تخته بايد بكوبد).
.3
تزئيني: نحوه چينش تخته بايد به طوري
باشد كه در معرض ديد همگان باشد و به صورت زيبا تغيير
كند.
د)
شيوه رفتار در حين تدريس
يك
معلّم ماهر بايد توجّه به رفتار خود در حين تدريس
داشته باشد.بايد از ميدان دادن بيش از حدّ به شاگردان
خودداري كند به گونهاي نشست و برخاست كند كه براي
شاگردان جلب توجّه نكند و حركات ناخوشايندي از خودش
بروز ندهد و طرز نگاه او نسبت به همه يكسان باشد
مخصوصا شاگردي كه شلوغكاري ميكند با يك نگاه تند
ميتواند او را از اين كار بازدارد.
مهارتهاي
بعد از تدريس
يك
معلّم ماهر بايد بداند كه بعد از تدريس چه شيوهاي را
به كار گيرد تا دانشآموزان از تدريس او به نحو احسن
استفاده كنند و مطالب را فراگيرند.
وظايف
معلّم بعد از تدريس
.1
تمرين كردن با شاگردان از روي قرآن و
مصحف و تأكيد بر يادگيري
.2
ايجاد انگيزه براي شاگردان مثل اين كه
بگويند در پايان دوره افراد برتر به اردوي زيارتي و
سياحتي اعزام خواهند شد.
.3
تشويق شاگردان با دادن جايزه به افراد
برتر كلاس
.4
دادن روش به شاگردان.سعي معلّم اين
باشد كه شاگردانش روشمند عمل كنند.
.5
دادن تكليف به شاگردان كه ممكن است
تكليف يك كار تحقيقي در موضوعات قرآني.
|