Home Page   صفحه اصلي شبكه Print -  چاپ صفحه Save As - ذخيره صفحه ارسال به دوستان

 

 نكته هائي براى تدريس بهتر

عبدالرحيم موگهى

 

طليعه

علم نور است و معلم اول خداست. تعليم و تعلم از آموزه‏هاى انبيا و اولياست و وظيفه معلم رسيدن و رساندن به خداست. علم‏جويى فريضه بر مسلمان‏هاست و دوستدارى علم و علاقه به جويندگان علم از ارزش‏هاست.

تعليم هر علمى داراى بسى نكته ‏هاست و تدريس هر درسى، آشنايى با بسى تجربه‏هاست. و تدريس، دانش است و عشق است و روش است و بسيارى درس‏هاست و بدون آن، هرچه هست پوچ است و بى‏بهاست.

آنچه در پى آمده، «110» قطره از يك درياست كه طبق حروف ابجد، برابر با نام مولا «على عليه السلام‏» امير مؤمن‏هاست، و برگرفته از دانش‏ها و كتاب‏ها و تجربه ‏هاست، و همچون مشعلى در تاريكى‏هاست. و در هر قسمت، بسيارى از نكته‏هاى مهم آن در نگاشته ماست و با توجه به كلاس‏هاى آزاد و غيرآزاد و زمينه ‏ها و شرايط ويژه هر كدام قابل اجراست

 شرايط تدريس

الف) شرايط زمانى تدريس

1 - براى رفتن به كلاس تاخير نداشته باشيد و از تز نادرست «نظم ما در بى‏نظمى ماست‏» جدا پرهيز كنيد; زيرا چنانچه شاگردان كلاس شما 30 نفر باشند و شما 10 دقيقه تاخير كنيد، در حقيقت 300 دقيقه (5 ساعت) از وقت انسان‏ها را به هدر داده‏ايد و اين اتلاف وقت قابل جبران نيست. و نيز در موارد ضرورى و غير اختيارى بيش از 50 دقيقه تدريس نكنيد، و زمان هر جلسه تدريس را درنظر داشته باشيد تا با كمى يا زيادى وقت روبرو نشويد; يعنى درس را بموقع آغاز نماييد و بموقع نيز تمام كنيد; زيرا بى‏نظمى استاد، شاگردان را نيز بى‏نظم مى‏كند و به گفته «سعدى‏»:

اگر زباغ رعيت ملك خورد سيبى

برآورند غلامان او درخت از بيخ

2 - بين دو جلسه تدريس حد اقل 10 دقيقه استراحت كنيد; اين استراحت تاثير بسزايى در تدريس‏هاى بعدى شما خواهد داشت. از استاد كهنسالى پرسيدند: «شما با اين سن و سال زياد، چگونه اين همه تدريس مى‏كنيد؟» پاسخ داد: «من در برابر يك ساعت تدريس، يك ساعت نيز استراحت مى‏كنم‏» .

3 - هنگامى كه خودتان در اواخر درس اعلام مى‏كنيد وقت درس تمام شده است، ديگر آن را ادامه ندهيد، مگر آن كه ادامه درس با مشورت خود شاگردان و بدون رودرواسى آنان انجام گيرد.

4 - در كلاس‏هاى اختيارى - تا آنجا كه امكان دارد - بكوشيد زمان تدريس را تغيير ندهيد و درس را بدون علت ضرورى تعطيل نكنيد. استادى مى‏گفت: «به تجربه براى من ثابت‏شده است كه تغيير زمان كلاس و يا تعطيل كردن كوتاه‏مدت آن، باعث كم شدن تعداد شاگردان مى‏شود» .

5 - درس خود را با توجه به زمان پيش‏بينى شده و تعداد جلسات تدريس و روزهاى تعطيل زمان‏بندى كنيد تا از نظر زمانى در پايان دوره يا ترم و يا سال با مشكلى روبرو نشويد. اين كار نوعى «برنامه‏ريزى آموزشى‏» است. استادى را مى‏شناسم كه هميشه با شروع درس‏ها تقويمى تهيه مى‏كند و با توجه به روزهاى تعطيل و تعداد جلسات، براى درس خود برنامه‏ريزى دارد.

ب) شرايط مكانى تدريس

6 - سعى كنيد مكان تدريستان داراى دما، روشنايى، مساحت، بهداشت، آرامش، ميز و صندلى مناسب باشد.

7 - شاگردانى را كه گوش يا چشمشان ضعيف است در جلوى كلاس، و شاگردانى را كه قدشان بلند است در انتهاى كلاس بنشانيد. نيز فاصله شما با شاگردان، فاصله‏اى مناسب باشد به‏طورى كه صدايتان براى همه آنان به خوبى شنيده شود.

8 - در صورت امكان، محل كلاس را در جايى انتخاب كنيد كه مورد سوء استفاده كسانى قرار نگيرد، و از محل سكونت‏شاگردان بسيار دور نباشد.

ج) شرايط آموزشى تدريس

9 - در پايان هر دوره آموزشى خود، با نظرخواهى از فراگيران به ارزيابى آموزشى و تاثيرات پرورشى درس خود بپردازيد. براى اين كار مى‏توانيد حد اقل سه سؤال را دراختيار آنان بگذاريد: 1 . نكات منفى كلاس; 2 . نكات مثبت كلاس; 3 . نظريات و پيشنهادها.

10 - در آغاز راه، هر درسى را به همان صورتى كه مى‏خواهيد تدريس كنيد، در جاى خلوتى و پيش از تدريس، تمرين كنيد.

11 - در مواردى كه كتاب و يا متن درسى وجود ندارد، در صورت امكان به شاگردان خود، جزوه و متن درسى بدهيد.

12 - مطالب درسى را دسته‏بندى كنيد; زيرا دسته‏بندى مطالب در تفهيم درس و كيفيت تدريس بسيار مؤثر است.

بيار اى سخنگوى چابك سراى

بساط سخن را يكايك به جاى

13 - رؤوس مطالب درسى را روى يك كاغذ كوچك بنويسيد و از روى آن تدريس كنيد تا مطلبى فراموشتان نشود.

14 - يكى از مهم‏ترين اصول آموزشى، داشتن «تنوع‏» در هنگام آموزش است; پس بيشتر به آن توجه كنيد.

15 - به حضور و غياب شاگردان جز در موارد استثنايى، توجه داشته باشيد. مى‏توانيد براى استفاده بيشتر از وقت، شخصى مطمئن را براى انجام اين كار معين كنيد.

16 - اگر سؤالى را در كلاس مطرح كرديد، سرانجام جواب آن را بدهيد و آن را بى‏جواب نگذاريد.

17 -سعى كنيد در هر جلسه تدريس، مطالب نو و تازه‏اى نيز براى شاگردان خود داشته باشيد. اين امر موجب پويايى و بالندگى كلاس شما خواهد شد.

18 - در صورت امكان، تعداد شاگردان كلاستان از 20 نفر بيشتر نباشند، اگرچه تغيير شرايط در تغيير تعداد شاگردان نيز تاثير مى‏گذارد.

19 - درس را از افراد مختلف و از جاى جاى كلاس و در اوقات گونه‏گون بپرسيد تا همه شاگردان هماره از آمادگى درسى برخوردار باشند و احساس تبعيض هم نكنند.

20 - شاگردان را با روش‏هاى گوناگون و مناسب، نسبت‏به يادگيرى درس تشنه كنيد; به گفته «مولانا»: آب كم جو تشنگى آور به‏دست

تا بجوشد آبت از بالا و پست

21 - در كلاس درس، سؤالات خود را به گونه‏اى مطرح كنيد كه شاگردان را به انديشيدن وا دارد و در حل آن سؤالات كمك كند، نه اينكه فقط نادانى آنان را ظاهر سازد.

22 - تا آنجا كه امكان دارد انجام تكاليف درسى را به عنوان مجازات و جريمه و تنبيه، از فراگيران نخواهيد.

23 - سؤالات مناسب ولى خارج از موضوع درس را پس از پايان كلاس جواب دهيد، نه اين كه آن‏ها را هنگام تدريس پاسخ دهيد و نه اين كه اصلا پاسخ ندهيد.

24 - در صورتى كه خستگى را در وجود شاگردان احساس كرديد، اگر مى‏توانيد از ادامه تدريس خوددارى كنيد. گاه اين خستگى در شاگردان به صورت‏هاى گوناگونى مانند نگاه به ساعت، گذاشتن پلك‏ها روى هم، بستن كتاب و كلاسور با صداى بلند، سخن گفتن با يكديگر، توجه نكردن به درس و نگاه به جاهاى ديگر جلوه‏گر مى‏شود.

25 - اگر متن درسى يا كتابى براى تدريس خود داريد، نخست مطالب آن را دسته‏بندى كنيد، روى تابلو بنويسيد و توضيح دهيد و سپس آن‏ها را با متن درسى و كتاب تطبيق دهيد.

26 - موضوع و عنوان درس را در آغاز تدريس به طور مشخص بازگو كنيد، و درصورت امكان آن را به صورت سؤال و طرح مسئله در آوريد و روى تابلو بنويسيد. يكى از استادان با تجربه و با سابقه هميشه در آغاز تدريس خود، موضوع و عنوان درس را روى تابلو مى‏نوشت و سپس آن را براى فراگيران بيان مى‏كرد.

27 - اگر شبهه‏اى را براى مخاطبان خويش مطرح مى‏كنيد، آن را بدون پاسخ نگذاريد. در غير اين صورت، جدا از طرح اين‏گونه شبهات بپرهيزيد.

28 - خلاصه و جمع‏بندى و نتيجه درس را در پايان تدريس براى شاگردان خود بيان كنيد.

29 - گاهى برخى از شاگردان، سؤال شاگردان ديگر و بويژه شاگردان رديف‏هاى جلوى كلاس را نمى‏شنوند و يا متوجه نمى‏شوند; در اين صورت، يك بار ديگر سؤال را تكرار كنيد و توضيح دهيد تا همه شاگردان، سؤال را در يابند و سپس آن را پاسخ دهيد.

30 - بكوشيد از طرح مطالب بدون مدرك و ماخذ و يا با مدرك و ماخذ نامعتبر خوددارى كنيد; بلكه مدرك و ماخذ مطالب را نيز به‏طور صحيح و دقيق ذكر نماييد.

31 - اگر از شاگردان سؤالى مى‏كنيد - تا آنجا كه امكان دارد - اجازه دهيد خود شاگردان پاسخ آن را بيابند و بگويند و يا حتى زمينه پاسخ دادن را نيز براى آنان فراهم آوريد، نه اينكه خودتان بى‏درنگ پاسخ آن را بدهيد.

32 - اگر پاسخ سؤالى را به بعد موكول مى‏كنيد، آن سؤال را در ذهن خود داشته باشيد و يا بر صفحه كاغذى يادداشت نماييد تا حتما پاسخش را در جلسات بعد به دانش آموختگان بدهيد.

33 - جواب سؤالات شاگردان را با كلمات و عبارتى مانند «ظاهرا» ، «احتمالا» ، «فكر مى‏كنم‏» و «تقريبا اين‏طور است‏» ندهيد; بلكه بكوشيد پاسخ آن‏ها را به طور صحيح بيابيد و سپس به طور دقيق و قطعى به آنان بگوييد.

34 - برخى از روانشناسان معتقدند كه اگر بخواهيم تمام اصول يادگيرى را در يك اصل خلاصه كنيم، آن اصل عبارت از «توجه كردن به آموخته‏هاى قبلى فراگيران‏» است; پس به اين اصل، بسيار توجه كنيد.

35 - در صورت امكان از شاگردان خود، هم آزمون كتبى، هم آزمون شفاهى و هم آزمون عملى بگيريد.

36 - مطلبى را كه شاگردان با سعى و تلاش خود به‏دست مى‏آورند، از آن خود مى‏دانند و آن را با علاقه و بدون مقاومت مى‏پذيرند.

پس زمينه دستيابى به مطالب به وسيله خود شاگردان را براى آنان فراهم آوريد.

37 - پزشك روانشناسى مى‏گفت: «شاگردان حدود 25 دقيقه مى‏توانند روى يك موضوع خاص تمركز كافى داشته باشند. پس از آن، تمركز حواسشان سير نزولى خواهد داشت‏» . از اين‏رو بايد پس از اين مدت، در كلاس درس «تنوع‏» ايجاد كنيد.

38 - استادى مى‏گفت: «تعليم و تربيت هماهنگى مى‏خواهد» .

بايد با مدير، سرپرست، مسؤول، معاون، همكاران ديگر و يا حتى با پدر و مادر شاگردان هماهنگى داشته باشيد تا تلاش شما بيهوده و آب در هاون كوفتن نباشد.

39 - تا آنجا كه امكان دارد، اوقات استراحت و زنگ تفريح دانش آموختگان را نگيريد; زيرا در چنين اوقاتى، فرآيند يادگيرى سير نزولى فراوانى خواهد داشت.

40 - به‏گونه‏اى تدريس كنيد كه دانش‏آموختگان بااستعداد بپسندند و دانش آموختگان كم‏استعداد درك كنند.

د) شرايط روحى و عاطفى تدريس

41 - هنگامى كه نشاط روحى و عاطفى داريد تدريس كنيد و اين كار را با خوشرويى، نرمخويى، و خونسردى انجام دهيد. تا آنجا كه ممكن است از تدريس به هنگام كسالت، عصبانيت، خواب‏آلودگى، اضطراب، نگرانى، ناراحتى و غمگينى بپرهيزيد.

42 - خودتان در تدريس، شور و احساس داشته باشيد تا بتوانيد شور و احساس شاگردان را نيز برانگيزانيد.

43 - تدريس نيازمند «تفريح‏» است و «تفريح‏» است و «تفريح‏» ! آن را فراموش نكنيد.

44 - رابطه‏اى صميمى و عاطفى با شاگردان برقرار كنيد، و آنان را در حل مشكلات خانوادگى و گرفتارى‏هاى شخصى‏شان يارى دهيد; عدم رسيدگى به اين‏گونه مسائل، ممكن است‏باعث افت تحصيلى آنان شود.

 

 

مسؤليت مطالب مندرجه در اين صفحه بر عهده نويسنده مقاله مي باشد.