|
روشهاي
تدريس، محاسن و معايب آنها
حجت
الاسلام رحمت الله عابدی
روش
تدريس به معناي عام آن، يعني: اتّخاذ راه و طريقهاي
براي تفهيم سريعتر مطالب و مباحث مورد نظر به
متعلّمان و فراگيران.P}
كارشناسان روشهاي تدريس را به تقسيم
ثُنايي به دو نوع آوردهاند:
.1
روش سنّتي
روش
سنّتي كه همان روش سخنراني است كه امروزه از نظر
روانشناسي و علوم تربيتي اين روش جايگاهي ندارد؛ به
اين دليل كه مدرّسان حس شنوايي را براي يادگيري مؤثّر
ميداند كه صحيح نميباشد - حواس پنجگانه در تدريس و
يادگيري نقش دارند كه قسمت اعظم يادگيري انسان از طريق
حس بينايي صورت ميگيرد.بر اساس تجربه
هاي بدست آمده
حسّ بينايي 75% حسّ شنوايي 13%، حسّ لامسه 6%، حسّ
بويايي 3% و حسّ چشايي 3% در يادگيري انسان مؤثّر
هستند؛ پس مهمترين و قسمت اعظم يادگيري انسان از حسّ
بينايي است نه شنوايي.
.2
روش نوين
در
روش نوين بايد گفت كه معمولا بيشتر از يافتههاي
روانشناسي و علوم تربيتي استفاده ميشود.در اين مقال
ميتوان روش نوين را روشي كاربردي دانست؛ امّا با
توجّه به موقعيتهاي متفاوتي كه در تدريس بوجود
ميآيد؛ تدريس راهبردي و اقتضايي را بهترين روش براي
يك تدريس مطلوب ميدانيم؛ چرا كه استاد بايد به همه
روشهاي تدريس و مهارتهاي كلاسداري در بكارگيري آنها
به عنوان ابزار ياددهي به فراخور ويژگيهاي فراگيران و
محتواي دروس، تسلّط داشته باشد.
در
تدريس سنّتي آنچه مهم است، گوش كردن متعلّمين است نه
ديدن آنها؛ مباحث از راه استفاده از صداي استاد كه در
نوارهاي كاست و ويدئو و سيديهاي فشرده گنجانده شده،
بدست آورده و 90% يادگيري را از اين راه تضمين
كردهاند و تقريبا بيشتر دروس علوم انساني را به صورت
غيرحضوري كسب نموده كه اين غيرممكن است.تجربه نشان
داده است مهمترين راه يادگيري از طريق حس بينايي است
كه 75% سهم را در اين رابطه دارد و افرادي كه موفّق
بودهاند آن كساني هستند كه حضورا مطالب را از راه
ديدن روي تخته و پرده فراگرفتهاند و ذهنشان توانسته
است سالهاي متمادي مطالب آن درس را نگه دارد.
روش
كاربردي و اقتضايي خود به چند نوع تقسيم ميشود:
الف)
روش تدريس به صورت سمبليك
در
اين روش مربّي مفاهيم هر درسي را به صورت يك سمبل
ارايه ميكند؛ البته سمبل بايد مشخصات مفهوم مورد
تدريس هر درسي از مباحث قرآني را داشته باشد.مثلا براي
انتقال مفهوم علامت سكون بايد سمبلي را انتخاب كند و
بدون آن موفّق نخواهد بود.سمبل هر چه با زندگي روزمره
فراگيران، نزديكي بيشتري داشته باشد، جذّابتر و قابل
درك بيشتر خواهد بود.
ب)
روش قصّه گويي
در
اين روش مربّي مفاهيم روخواني يا هر درسي از مباحث
قرائت قرآن را در قالب قصّههاي جذّاب و كوتاه به
فراگير خود منتقل ميكند.اين روش براي سنين پايين
مناسبتر است و براي سنين بزرگسال كمسواد و يا تحصيل
كرده مناسب نيست (چون امكان دارد چنين روشي براي آنان
تحقيرآميز باشد) ضمن آن كه قصه نبايد زياد طولاني باشد
و فراز و نشيب داشته باشد.همچنين مربي با هنر قصهگويي
و روش خاص آن قصه را بازگو ميكند.به عنوان مثال: يكي
از آيات قرآن را كه در مورد زندگي حضرت ابراهيم7 نازل
شده است مطرح نموده آن را تلاوت ميكند و در خصوص آن
آيه، قصه را توضيح داده و در پايان به عنوان مثال
علامت تشديد را در آن آيه بررسي ميكند و به طور كامل
بيان ميكند كه تشديد يعني چه، شكل آن، عمل تشديد
خواندن حروف با تشديد و حرف مشدّد را تشريح ميكند.
ج)
روش تدريس به صورت فرموليك
در
اين روش مربّي قرآن مطالب هر درسي از مباحث قرائت قرآن
را بدون قصهگويي و سمبليك بلكه به صورت فرمولي شده
بازگو ميكند كه اين روش براي بزرگسالان تحصيل كرده
مناسب است و براي سنين پايين به هيچ وجه مناسب نيست.در
اين روش مربي و استاد قرائت ميبايست از نكات ريز و
استثنايي مثل شكل تشديد وجه تسميه آن و ...اجتناب
نموده و تدريس را براي مبتدي سهل و آسان جلوه دهد.
به
عنوان مثال: در تدريس الف مدّي براي بزرگسالان ابتدا
تعريف الف مدي را عملا بيان نموده بدين صورت كه همزه
را با فتحه بنويسد (ءَ) بعد از آن از متعلّمين بخواهد
آن را بخوانند و بعد از خواندن همزه مفتوح از آنها
خواسته شود همزه مفتوح را با كمي كشش بخوانند.وقتي كه
آن را با كشش خواندند، الفي را بعد از همزه مفتوح قرار
دهد و بيان كند كه الف بعد از حرف مفتوح را الف مدي
ميگويند و بنويسد: (الف مدي = -َ + مقداري كشش) و اين
روش كه به صورت عملي و فرمول بيان شده است، را روش
فرموليك مينامند.
د)
روش پرسش و پاسخ
مطلوبترين
روش براي يادگيري بادوام است؛ در اين روش استاد
سؤالاتي منظّم را از قبل طرّاحي كرده، مطالب درس را به
بهترين روش و توسط خود متعلّمين بيان ميكند.مطلبي كه
تفهيم آن مدّ نظر است، ابتدا به صورت مجهول مطرح
ميگردد به طوري كه توجه به مسأله مورد سؤال بيشتر جلب
شود.با اين روش معلّم براي ياد دادن مطلبي ابتدا تعادل
ذهني فراگيران را به هم ميزند و در آنان توليد نياز
ميكند؛ وقتي فراگيران خود را نيازمند به حل مشكل
ديدند، حالت سكون و آرامش ذهني آنها مختلّ ميشود و به
حركت و فعاليت مجبور ميگردند و تا مجهول را نيابند،
آرام نميگيرند؛ بنابراين در اين روش متعلّمين فعّال
ميشوند و از همه روشهاي نوين (سمبليك، فرموليك
القايي) استفاده ميشود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
{. P
برگرفته از كتاب راهنماي تدريس استاد
حبيبي ص
P .16}
درس دوم
|