|
معيارهاي
انتخاب روش تدريس
حجة الاسلام استاد رحمت
الله عابدی
.1
هدفهاي
آموزشي 2.
ويژگيها و علائق مخاطب
3 .
اصول يادگيري
4 .
امكانات، تجهيزات و منابع
.1
هدفهاي آموزشي
يكي
از معيارهاي انتخاب روش تدريس، نوع هدفهاي آموزشي
است.در هر برنامه درسي هدفهاي خاصي مورد نظر
است.ماهيت هدف پرتوافكن
انتخاب روشها است.علاوه بر معيارهاي
هدفهاي آموزشي بايد به اين نكته توجه شود كه فرصتها
و تجربيات يادگيري لازم و مناسب براي حصول هدفها
انتخاب و سازماندهي شود؛ يعني روشهاي تدريس و تجربيات
پيش بيني شده طوري باشند كه هدفها را تحقّق بخشد.براي
مثال اگر تقويت مهارتهاي خاص ورزشي مورد نظر است،
بايد در ضمن تدريس، افراد امكان تمرين كافي و تجربه
همان مهارتها را داشته باشند.براي آموختن شنا مطالعه
چند كتاب در مورد شنا كردن و اظهار علاقه فراوان به
اين ورزش براي آموختن آن كفايت نميكند؛ بلكه بايد
داخل آب بيفتند و
به طور مكرّر به شنا بپردازند تا در
عمل، شناكردن را بياموزند.بنابراين تدريس هم اين گونه
است كه بايد خود را درگير كار نمود تا استعدادها شكوفا
و تجربيات اندوخته گردد.
.2
ويژگيها و علائق مخاطب
روشهاي
تدريس براي رساندن فراگيران به هدفهاي آموزشي انتخاب
ميشوند و توجه به ويژگيها و علائق آنها در انتخاب
روش تدريس يكي از عوامل اساسي است.اگر اين شرط رعايت
نشود، روشهاي تدريس باعث خستگي و ملال فراگيران
ميشود و مانع تحقّق هدفهاي مورد انتظار ميگردد؛
براي مثال در دوره ابتدايي فراگيران يا قرآن پژوهان
بازي را
دوست دارند و اصولا جزو زندگي آنها
است بايد روشهاي تدريس در اين دوره با بازي و سرگرمي
آميخته شود يا اصولا فضاي رقابتانگيز مورد علاقه آنان
فراهم گردد.روشها بايد افراد را در يك حالت رقابت
معقول مناسب فعّال كند (البته با توجه به تفاوتهاي
فردي) و نيز داستان كه مورد علاقه آنان است در هنگام
تدريس ميتواند آن را اثربخش نمايد.
در
دوره نوجواني كارهاي گروهي مورد علاقه نوجوانان است؛
اگر روشهاي تدريس در اين سنين به صورت گروهي
سازماندهي شود، موفّقيت بيشتري خواهند داشت.
.3
اصول يادگيري
اصول
يادگيري يكي از عوامل بسيار مؤثّر در يادگيري است.با
توجه به مكاتب مختلف روانشناسي اين اصول عبارتند از:
الف)
به پيش دانستههاي فراگيران توجه كنيد و درس را بر
اساس اطلاعات و دانستههاي قبلي فراگير آغاز كنيد تا
يادگيري معنادار حاصل گردد و مطالب صرفا جنبه حافظهاي
نداشته باشد.(توجه به رفتار ورودي فراگيران) فراگير در
جريان فرايند ياد - دهي يادگيري بايد فعّال باشد و خود
سازنده معلومات خويش باشد؛ زيرا كه دانش انتقال
نمييابد بلكه عرضه ميگردد و اين فراگير است كه با
تلاش خود، مطالب و مفاهيم را جذب مينمايد.
ب)
جنبههاي مثبت و نقاط قوّت فراگيران را مورد توجه قرار
دهيد تا بدين وسيله با كسب موفقيتهاي كوچك زمينه
مساعدي براي موفّقيتهاي ديگر به وجود آيد و موقعيتي
فراهم كنيد تا كاستيهاي خود را جبران كند.
ج)
آمادگي روحي رواني و جسمي فراگير را در نظر بگيرد و بر
اساس آن، روش خود را انتخاب نمايند.(مهارت شروع)
د)
سعي كنيد مطالب را با زندگي امروزي فراگير مرتبط كنيد
تا انگيزه لازم براي مشاركت و فعّال بودن فراگير ايجاد
گردد.
ميتوان
گفت در انتخاب روشهاي تدريس نبايد به اصول يادگيري در
نظر خاصي تأكيد نمود؛ زيرا نظريههاي يادگيري هر كدام
مزيتهايي دارند.تركيب آن مزيتها ميتواند امكان
استفاده از اصول يادگيري متعدّد و روشهاي تدريس
متناسب با آن اصول را براي برنامهريز و معلّم فراهم
سازد.
.4
امكانات، تجهيزات و منابع
امكانات
و منابعي كه مدرسه يا مركز قرآني، معلّم و دانشآموزان
در اختيار دارند، از عوامل مؤثّر در انتخاب الگوي
تدريس هستند.تدريس خوب و فعّال به امكانات و تجهيزاتي
نياز دارد كه معلّم و دانشآموز در موقعيتهاي آموزشي
مختلف از آنها استفاده كنند و با تجربيات غني، هدفهاي
آموزش را تحقّق بخشند.وجود كتابخانه، لوازم و وسايل
كمك
آموزشي در مدرسه و مركز آموزشي از ديگر
عوامل مؤثّر در تدريس است.بنابراين در انتخاب روشهاي
تدريس بايد به شرايط و امكانات توجه كرد.البته اين
توجه بدان معنا نيست كه وضع موجود اصلا نبايد تغيير
كند و صرفا انتخاب را قدري تغيير داد.در اثر اين
تغييرات و انعطاف متقابل وضع موجود و الگوهاي تدريس
است كه موانع به تدريج از بين ميروند و فضاي
مناسبتري براي آموزش فراهم ميشود.
سه
نكته مهم در باره روشهاي تدريس
معلّم
بايد همه قابليتها و تواناييهاي خود را در جهت اجراي
برنامههاي درسي بكار گيرد؛ چرا كه در منابع و
كتابهاي گوناگون روشهاي تدريس مختلفي معرّفي شدهاند
كه شناخت آنها لازمه تدريس موفّق است.
قابل
ذكر است كه صرفا شناخت روشها براي تدريس كفايت
نميكند؛ بلكه مهارتهاي تدريس و توانايي در عرصه عمل
نيز لازم است كه به سه نكته اشاره ميشود:
اوّلا:
در تدريس هيچ موضوع درسي، يك روش تدريس كافي نيست؛
بلكه بايد روشهاي گوناگون با يكديگر تركيب شوند.هنر
معلّم در اين است كه روشها را متناسب با هدف و موضوع
تدريس انتخاب كند و در يك هندسه منطقي آنها را با
يكديگر تركيب نمايد و كار موجب ميشود تا با توجه به
تفاوتهاي فردي،
استعدادهاي گوناگون فراگيران مجال بروز
و ظهور پيدا كند.
ثانيا:
روشهاي تدريس هر كدام در جاي خود كاربرد مؤثّر و مفيد
دارند.لذا قضاوت خوب و بد در باره روشها چيز مطلوبي
نيست.هر روش تدريس اگر در موقعيت خود مورد استفاده
قرار گيرد، مؤثّر و مفيد خواهد بود؛ حتي روش سخنراني
كه نوعا مورد انتقاد قرار ميگيرد در صورت استفاده
درست، روش مؤثّري خواهد بود.
ثالثا:
نميتوان روشهاي تدريس را جدا از ارزشهاي اخلاقي در
نظر گرفت؛ چون تدريس، يك تعامل بين معلّم و شاگرد
است.هم امكان پرورش و رشد اخلاقي و انساني وجود دارد؛
هم احتمال تقويت جنبههاي منفي اخلاقي ميرود.بايد
مراقب بود كه از طريق روابط بين افراد اخلاقيات منفي
در افراد بوجود نيايد؛ براي كساني كه به امور انساني
اهميت خاصي قائل هستند، اين بُعد روش تدريس جايگاه
خاصي دارد.
معيارها
و ملاكهاي تدريس مطلوب قرائت قرآن
در
اين درس به مقبوليت عملي يك استاد ميپردازيم.براي اين
كه استاد قرآن بتواند به بهترين شيوه مطالب مورد نظر
را به طور صحيح انتقال دهد و يادگيري را براي متعلّمين
سهل گرداند، معيارها و ملاكهايي را آوردهايم كه با
رعايت اين ملاكها مطالب كاملا منتقل ميشود؛ اين
معيارها به شرح زير ميباشد:
.1
شروع مناسب
اوّلين
معيار يك تدريس مطلوب، شروع صحيح و مناسب درس است كه
با يك شروع صحيح و مناسب انگيزه لازم در متعلّمين هم
تقويت ميشود.
چگونه
شروع كنيم؟ از بدو ورود به مقتضاي حال شاگردان كلاس و
زمان آن با چهرهاي شاداب و سنگين و با وقاري در خور
يك استاد قرآن، وارد كلاس شده و همه افراد كلاس را
مورد احترام قرار داده و سلام و احوالپرسي ميكند و در
جايگاه خود قرار گرفته و با يك صلوات آيه يا آياتي از
كلام اللّه مجيد را ميخواند و بعد از قرائت ليست حضور
و غياب را برداشته و با احترام خاص اسامي افراد كلاس
از روي ليست خوانده و با پسوند مناسبي آنها را صدا
ميزند و اين عمل در روحيه افراد بسيار مؤثّر است و
آنها را به حضور در كلاس و فراگيري مطالب استاد تشويق
ميكند و فوايد ديگري هم دارد كه مجال آوردن آنها در
اين مقال نيست.
مطلب
مهمّ ديگري كه در شروع كار تدريس ما اساتيد، بسيار خوب
است، نوشتن حديث كوتاه و مرتبط با درس و توضيح مختصر
آن است؛ خصوصا كه حديث را در جريان زندگي متعلّمين
قرار داده و مسائل اجتماعي و اخلاقي و آداب تلاوت قرآن
را در ضمن احاديث متذكّر شويم تا آمادگي لازم براي
يادگيري، كه هدف اصلي در تدريس كلاسيك است، را فراهم
كرده باشيم.
.2
نوشتن عنوان درس
از
معيارهاي مهمّ تدريس، نوشتن عنوان درس است كه از
ابتداي شروع درس مورد نظر بايد نوشته شده و تا آخر درس
از تخته پاك نشود تا مشخّص باشد، درس مورد بحث چيست؟
شرايط
يك عنوان كامل
.1
عنوان هر درسي بايد خلاصه و عصاره
مهمترين قسمتهاي بحث باشد..2 از هشت كلمه بيشتر
نباشد..3 در صورتي كه فارسي و يا عربي نوشته ميشود،
از طرف راست تخته و بالاي آن نوشته شود..4 هنگام نوشتن
عنوان درس، كلمه به كلمه خوانده شود.
.3
سؤال كردن از متعلّمين در حين تدريس و
در پايان آن
از
معيارهاي مهم و اساسي در تدريس قرآن مشاركت دادن
متعلّمين در كلاس است و اين ميسّر نيست مگر با سؤال
كردن و ذهن او را براي درك و فهم مطالب آماده كردن.
ناگفته
پيدا است كه سؤال كردن در كلاس قرآن و يا هر كلاس
ديگري فوايدي دارد كه از آن جمله ايجاد خلاّقيت ذهني،
خسته نشدن در كلاس، استفاده از محفوظات و معلومات
متعلّمين و در نتيجه راهگشايي تدريس هم براي معلّم و
هم متعلّم تا به تدريج تدريس و بيان و تفهيم براي
معلّم و درك و فهم راحتتر براي متعلّم سهل و آسان
گردد.
لازم
است متذكّر شويم كه در سؤال كردن چند نكته بايد رعايت
شود:
الف)
سؤالات بايد هدفمند و قبلا در طرح درس آمده باشد.
ب)
سؤالات بايد به فراخور سطح علمي افراد و فهم كلاس طرح
شود.
ج)
چگونگي سؤال كردن هم بايد با توجّه به سطح علمي و فهم
افراد كلاس و هم با لحن خاص و مناسب افراد كلاس طرح
گردد.
براي
بيان بهتر اين قسمت از بحث (معيار سوم) به روايتي از
كتاب منتهيالآمال نوشته مرحوم شيخ عبّاس قمي در قسمت
زندگاني معصوم پنجم حضرت سيدالشهداء(ع) اشاره ميكنيم
كه با استفاده از چنين رواياتي پي ميبريم كه حضرات
معصومين(ع) در هنگام
سؤال كردن از اشخاص تمام نكات اخلاقي،
روانشناسي و تربيتي را رعايت ميفرمودند: كه چرا سؤال
كنند؟ چگونه سؤال كنند؟ و چه سؤالاتي بكنند؟
روايت
اين گونه شروع ميشود: شخصي اعرابي خدمت حضرت
سيدالشهدا(ع) رسيد و حضرت از او سؤال كردند: چه
ميخواهي؟...تا آخر كه همه مطالب اخلاقي و تربيتي و
روانشناسي در اين روايت مورد نظر بوده و اساتيد
بزرگوار هم پي ميبرند كه چگونه سؤال كنند و چه
سؤالاتي و براي چه چيز سؤال نمايند.
.4
توضيح كامل محورهاي
بحث و داشتن طرح درس
يكي
از مهمترين معيارهاي تدريس مطلوب اين است كه استاد
قرآن بتواند كاملا تمام بحث را كه بر اساس محورهاي
تعيين شده در طرح درس (به زودي در خصوص «طرح درس»
خواهد آمد) جهت پرورش بحث است، شروع كند تا كاملا ذهن
متعلّم و قرآنپژوه آماده فهم و درك آن مطلب
گردد.ناگفته پيدا است كه ذكر مقدّمه در بيشتر موارد
لازم است و البته در اكثر كارهاي تفهيمي و هنري در مثل
سخنراني و مدّاحي استفاده ميشود.مثلا روضهخواني كه
ميخواهد روضه حضرت علي اكبر(ع) را بخواند، بدون
مقدّمه وارد روضه نميشود بلكه با يك مقدّمهاي شرع
ميكند.با يك روايتي ذهن متعلّمين را به روضه نزديك
ميكند؛ مثلا ميگويد: شخصي خدمت امام صادق(ع) سؤال
كرد كه يابن رسول اللّه! براي يك پدر در دنيا چه
لحظهاي لذّتبخشترين لحظات زندگي اوست؟ حضرت فرمود:
مگر زندگي دنيا لذّتي دارد؟ آن شخص عرض كرد: اگر لذّتي
داشته باشد، كدام است؟ حضرت فرمود: آن زماني كه شخص،
فرزند پسري داشته باشد كه او را به حدّ كمال و بلوغ
رسانده باشد و اين فرزند از مقابل چشمان پدر در رفت و
آمد باشد وقتي كه او را نگاه ميكند، لذّتبخشترين
لحظات زندگي اين پدر است.سؤال كرد: چه لحظهاي
سختترين لحظات زندگي اين پدر است؟ حضرت فرمود: آن
لحظهاي كه اين فرزند در مقابل چشمان او بميرد و يا به
خونش بغلطد.بعد از اين روايت، روضهخوان چند بيت شعر
ميخواند (با صداي حزين)
سخت
است كه پيش چشم بابا
غلطيده بخون جوان بميرد
از
بهر پدر عصاي پيري است
اي واي كه پيش از آن بميرد
تا
آخر روضه كه ايجاد آمادگي در مستمعين كند و قبل از
ورود به روضه مقدّمهاي را گفتن روضه را كامل
ميكند.در سخنراني هم اين گونه عمل ميشود و تدريس هم
از اين امر مستثني نيست.به عنوان نمونه يكي از درسها
را انتخاب ميكنيم.مثلا درس الف مدي كه محورهاي متعدّد
دارد .1 تعريف الف مدي و وجه تسميه .2 الف مدي با حروف
.3 الف مدي درشت .4 الف مدي با كلمات .5 الف مدي و
رسمالخطها.براي تفهيم بهتر درس همه محورها نيازمند يك
مقدّمه است.در محور سوم بحث از لهجه الف مدي مطرح
است.خوب است كه با سؤال از محفوظات و معلومات متعلّمين
استفاده شود.مثلا: اسامي افرادي را كه در كلاس حضور
دارند و در نامهاي آنان الف مدّي وجود دارد و اسامي
شهرهايي كه الف مدي دارند....
از
افراد كلاس ميپرسيم و اين كه الفهاي در اين كلمات و
اسامي را با صداي «آ» ميخوانيم؛ يعني درشت و پرحجم و
با دهانهاي پر و اين بر همه روشن و واضح است كه الف
مدي در فارسي
با صداي درشت و پرحجم با دهان پر تلفّظ
ميشود؛ امّا در قرائت قرآن فقط هشت حرف اين گونه
هستند كه آن هشت حرف را از اين بين بيست و هشت حرف
مشخّص ميكنيم و مابقي را هم توضيح ميدهيم كه چگونه
تلفّظ ميشود.
.5
قابل فهم بودن مباحث
از
معيارهاي يك تدريس مطلوب اين است كه مباحث مطروحه در
حدّ فهم و درك متعلّمين مطرح شود؛ لذا يكي از شرايط
لازم براي استاد اين است كه مباحث را به طوري تدريس
نمايد كه همهفهم باشد؛ يعني متوسّط افراد كلاس را در
نظر گرفته و بيان خود را با كلمات مأنوس و مفهوم نه
مغلق و پيچيده همراه نمايد؛ شايد در بعضي از كلاسها
لازم باشد كلمات علمي و سنگين هم گفته شود و اين به
فراخور افراد كلاس و سطح فهم و علم آنها است؛ مثلا در
كلاسهايي كه جهت دانشجويان و افرادي كه سطح علمي آنها
بالا است، تشكيل ميشود.بنابراين اساتيد محترم بايد هر
حرفي را كه بر زبان جاري ميكنند، حساب شده و با توجّه
به سطح كلاس باشد و اين مطلب مهم را بايد استاد محترم
قبل از ورود به كلاس بداند و تنظيم كند تا در كلاس به
مشكل برنخورد.
.6
وسايل آموزشي و
كمك آموزشي و نحوه استفاده از آن
در
تدريس آن چه كه مهم است اين است كه از همه ابزارهاي
لازم براي بهترين فهماندن و زودتر به نتيجه رسيدن كه
همان (قرائت قرآن توسّط قرآنپژوهان است) استفاده
ميشود خصوصا از تخته و ماژيكهاي رنگي و يا گچهاي
رنگي و قرآن جامع و دفتر و قلم و تابلوهاي مخصوص تدريس
و ضبط صوت و كاست قاريان ممتاز و يا ويديو و تلويزيون
و اورهد (در صورت امكان) ابتداييترين وسايل لازم در
تدريس همان تخته و گچهاي رنگي و ماژيكهاي رنگي و
كتاب قرآن جامع است.
نكته
قابل ذكر در استفاده از تخته اين است كه اساتيد
بزرگوار هنگام نوشتن از فضاي تخته استفاده كنند.مطالب
درس را به طور منظّم و دستهبندي شده كه در ذهن
متعلّمين ماندگار شود روي تخته نوشته و خطّ خوانا
تأثير زيادي در يادگيري و ماندگاري آن در ذهن دارد و
فاصله متعلّمين با تخته را در نوشتن و خطّ خود رعايت
كنند.افراد در كلاس اگر تا 5 - 6 متر با تخته فاصله
دارند ملاحظه اين فاصله را داشته باشد نه خيلي ريز
بنويسد كه افرادي كه با تخته فاصله بيشتري دارند،
نتوانند بخوانند و نه خيلي درشت بنويسد كه افرادي كه
در جلو و نزديك تخته هستند، وحشت كرده و بترسند.
و
اين نكته را متذكّر شويم كه هنگام نوشتن اگر با دست
راست مينويسيم طرف چپ تخته بايستيم؛ ولي اگر با دست
چپ مينويسيم طرف راست تخته بايستيم و هنگام نوشتن هم
كاملا پشت به متعلّمين نباشيم؛ به اين معنا كه هنگام
نوشتن حالت نيم رخ قرار گرفته و بنويسيم تا همه
متعلّمين نوشتههاي ما را در حالت نوشتن بخوانند و خود
هم هنگام نوشتن، كلمات را بخوانيم تا آنهايي كه مشكل
ديد دارند، با خواندن ما بنويسند.
.7
طمأنينه و آرامش
در قرائت، تدريس و كلاسداري
يكي
از مسائل مهم تدريس آرامش و وقار و طمأنينه استاد
است.از ابتداي ورود به كلاس و قرائت قرآن كه با تحقيق
ميخواند (با آرامش كامل و رعايت تجويد...) و ذكر حديث
و حضور و غياب و نوشتن عنوان درس و تدريس و تفهيم كامل
درس و جمعبندي و جمع خواني...لذا از نظر روانشناسي
اين تأثير به سزايي در يادگيري دارد؛ چرا كه مهمترين
هدف از تدريس و كلاسداري، يادگيري قرآنپژوهان است.همه
چيز (استاد - كلاس و امكانات آن و شاگردان) جمع
شدهاند و دست به دست هم دادهاند تا آنچه كه گفته
ميشود، توسّط قرآنپژوهان ياد گرفته شود؛ پس هدف
يادگيري متعلّمين است.لذا اين مسئله (آرامش و طمأنينه
در تدريس نه عجله و دستپاچگي) تأثير و اهميت به سزايي
در فهم و يادگيري متعلّمين دارد و البته آرامش استاد
به طور اتوماتيك چيزي را به متعلّمين انتقال ميدهد و
آن اين است كه او (استاد) در كار خود مسلّط است و اين
همان اعتمادسازي بين استاد و شاگرد است كه در نتيجه
قوّه يادگيري در متعلّمين زياد خواهد شد.
|