Home Page   صفحه اصلي شبكه Print -  چاپ صفحه Save As - ذخيره صفحه ارسال به دوستان

 

حضرت‌ شعيب ‌(ع‌)

 (  محمد تقی صرفی  )

 

    شعيب‌ از نسل‌ حضرت‌ ابراهيم‌ بوده‌ است‌ كه‌ در سرزمين‌ مديَن‌ كه‌ امروزه‌ بنام‌«معان‌» خوانده‌ مي‌شود وبين‌ اردن‌ وعربستان‌ است‌ زندگي‌ مي‌كرد.او نخستين‌ كسي‌بود كه‌ براي‌ معاملات‌ ترازو وپيمانه‌ ساخت‌ و مردم‌  در معاملاتشان‌ از آنا استفاده‌مي‌كردند ولي‌ بعد از مدتي‌ شروع‌ به‌ كم‌ فروشي‌ نمودند و كافر شده‌ وپيامبران‌ الهي‌را تكذيب‌ مي‌نمودند.بر اثر كفرشان‌ خداوند بر آنها عذاب‌ خود را كه‌ زلزله‌ وگرماي‌ وآتش‌ شديدي‌ بود فرستاد وآنان‌ را بجز شعيب‌ ويارانش‌،نابود ساخت‌.

شعیب در قرآن

به‌ سخنان‌ شعيب‌ وقومش‌ توجه‌ فرمائيد:

         شعيب‌ به‌ مردم‌ مي‌گفت‌:اگر ايمان‌ بياوريد بقية‌ الله براي‌ شما بهتر است‌ ومن‌نگهبان‌ شما نيستم‌.قومش‌ مي‌گفتند:آيا نماز تو به‌ ما فرمان‌ مي‌دهد تا از معبودان‌اجدادمان‌ دست‌ بكشيم‌ يا در اموالمان‌ آنچه‌ را مي‌خواهيم‌ بكنيم‌ انجام‌ ندهيم‌؟ماتورا بردبار وخردمند مي‌دانستيم‌!شعيب‌ مي‌گفت‌:اي‌ قوم‌ من‌!آيا نمي‌بينيد كه‌  خدابه‌ من‌ معجزه‌ داده‌ ورزق‌ نيكو عطا كرده‌ است‌؟مخالفت‌ من‌ با شما از سر خيرخواهي‌است‌ .ومن‌ از خدا در اين‌ كار توفيق‌ مي‌خواهم‌ و بر او توكل‌ نموده‌ وبسوي‌ او انابه‌ودعا مي‌نمايم‌..اي‌ قوم‌ من‌!نكند با مخالفت‌ با من‌ دچار همان‌ عذابي‌ شويد كه‌ بر سرقوم‌ نوح‌ ياهود يا قوم‌ صالح‌ آمد و فاصله‌ چنداني‌ با قوم‌ لوط‌ نداريم‌.بايد از خداطلب‌ آمرزش‌ كنيد وتوبه‌ نمائيد كه‌ خدايم‌ مهربان‌ ودوستدار توبه‌ كنندگان‌ است‌.امام‌آنها گفتند:اي‌ شعيب‌ بسياري‌ از حرفهاي‌ تو را نمي‌فهميم‌ وتو در ميان‌ ما ناتوان‌هستي‌ و اگر بخاطر خويشانت‌ نبود تو را سنگسار مي‌كرديم‌!تو در ميان‌ ما گرامي‌نيستي‌!شعيب‌ گفت‌:آيا خويشان‌ من‌ نزد شما از خدا گرامي‌ ترند؟همانا خداي‌ من‌ به‌اعمال‌ شما عالم‌ است‌.اي‌ قوم‌ من‌!شما كارهاي‌ خود را بكنيد من‌ هم‌ كارهاي‌ خود راانجام‌ مي‌دهم‌ كه‌ بزودي‌ خواهيد دانست‌ كه‌ كيست‌ آنكه‌ عذاب‌ رسوا كننده‌ به‌ اومي‌رسد ودروغگو كيست‌؟وچشم‌ براه‌ باشيد كه‌ منهم‌ چشم‌ براه‌ هستم‌.»

            «شعيب‌ به‌ قومش‌ گفت‌:چرا تقوا نداريد؟من‌  براي‌ شما پيامبري‌ امينم‌.پس‌تواداشته‌ واز من‌ پيروي‌ كنيد.من‌ از شما مزد نمي‌خواهم‌ كه‌ مزدم‌ با خداست‌.پيمانه‌را كامل‌ دهيد و كم‌ فروشي‌ نكنيد!با ترازوي‌ درست‌ معامله‌ كنيد و كالاي‌ مردم‌ را كم‌ندهيد ودر زمين‌ فساد نكنيد و از آن‌ خدايي‌ كه‌ شما و مخلوقات‌ پيشين‌ را آفريد پرواكنيد.آنها گفتند:تو جادو شده‌اي‌!تو انساني‌ مثل‌ ما هستي‌ و ما تو را دروغگومي‌دانيم‌.اگر راست‌ مي‌گوئي‌ تكه‌اي‌ از آسمان‌ بر ما فرو افكن‌!شعيب‌ گفت‌:خدايم‌به‌ آنچه‌ مي‌كنيد آگاه‌ است‌.»

            «شعيب‌ به‌ قومش‌ گفت‌:اي‌ قوم‌ من‌!الله را بپرستيد كه‌ جز او خدايي‌ نداريد.ازطرف‌ خدا براي‌ شما معجزه‌ آورده‌ شده‌ پس‌ پيمانه‌ وترازوها را كامل‌ قرار دهيد وكم‌فروشي‌ نكنيد و بعد از اينكه‌ زمين‌ به‌ سامان‌ شده‌ آن‌  را فاسد ننمائيد.اگر ايمان‌داريد  اين‌ براي‌ شما بهتراست‌.

در سر راها نشنيد ومردم‌ را نترسانيد ومانع‌ مردم‌ از راه‌ الهي‌ با كج‌ نشان‌ دادن‌ آن‌نباشيد.يادتان‌ باشد كه‌ شما اندك‌ بوديد وخدا شما را بسيار كرد وبيانديشيد كه‌عاقبت‌ مفسدين‌ چگونه‌ است‌؟واگر عده‌اي‌ از شما به‌ نبوت‌ من‌ ايمان‌ آورده‌وعده‌اي‌ ديگر ايمان‌ نياورده‌ايد پس‌ صب‌ كنيد تا خدا بين‌ دوگروه‌ حكم‌ كند كه‌ اوبهترين‌ حكم‌ كننده‌ گان‌ است‌.

         عده‌اي‌ از گردنكشان‌ قومش‌ گفتند:اي‌ شعيب‌!يا تو وياران‌ مؤمنت‌ را ازروستايمان‌ بيرون‌ مي‌كنيم‌ يا بايد به‌ آئين‌ ما برگرديد!

         شعيب‌ گفت‌:حتي‌ اگر ما نخواهيم‌؟اگر بعد از اينكه‌ خدا ما را از بت‌ پرستي‌نجات‌ داد به‌ كيش‌ شما برگرديم‌ ،بي‌ گمان‌ بر خدا دروغ‌ بسته‌ايم‌!ما نمي‌توانيم‌برگرديم‌ مگر خدا بخواهد كه‌ دانش‌ خدا همه‌ چيز را فرا گرفته‌ است‌ وما بر خداتوكل‌داريم‌.خدايا!بين‌ ما واين‌ قوم‌ راه‌ حق‌ را باز كن‌ كه‌ تو بهترين‌ راهگشاياني‌.عده‌اي‌ ازكافران‌ قوم‌ او گفتند:اگر از شعيب‌ پيروي‌ كنيد شما زيانكار خواهيد بود.

         ناگاه‌ عذاب‌ الهي‌ آنان‌ را فرا گرفت‌ ودر خانه‌ هاي‌ خويش‌ به‌ رو درافتادندومردند.آنانكه‌ شعيب‌ را تكذيب‌ مي‌كردند گويي‌ هرگز در آنجانبودندو آنان‌ كه‌شعيب‌ را تكذيب‌ كردند زيانكار شدند.در اين‌ هنگام‌ شعيب‌ به‌آنها(مردگانشان‌)خطاب‌ كرد:اي‌ قوم‌ من‌!من‌ پيام‌ خدا را رساندم‌ وشما را نصيحت‌كردم‌ .پس‌ چگونه‌ بر گروهي‌ كافر(كه‌ عذاب‌ شده‌اند)ناراحت‌ باشم‌؟

 

 

مسؤليت مطالب مندرجه در اين صفحه بر عهده نويسنده مقاله مي باشد.