پيام قرآن
براى دانش پژوهان مسلمان
در قرآن بيش از 750 آيه وجود
دارد كه در آنها بهپديدههاى طبيعى اشارت رفته است. اين
آيات پيامهاىمهمى براى علماى مسلمان در بردارند. به عقيده
مانكات مهم اين پيامها به قرار زير است:
الف) در اين قبيل آيات
مطالعه تمامى ابعاد طبيعت وكشف اسرار خلقت مورد تاكيد قرار
گرفته است:
«قل انظروا ماذا فى السموات
والارض...» (يونس، 101)
(بگو بنگريد كه چه چيزهايى
در آسمانها و زمين است...)
«قل سيروا فى الارض فانظروا
كيف بداالخلق...» (عنكبوت،20)
(بگو در زمين سير كنيد و
بنگريد كه [خداوند] چگونهآفرينش را آغاز كرد...)بقول
علامه طباطبائى (قدس سره):
«قرآن مجيد در آيات
بسيارى... به تفكر در آياتآسمان و ستارگان درخشان و
اختلافات عجيبى كه دراوضاع آنها پديد مىآيد و نظام متقنى
كه بر آنهاحكومت مىكند دعوت مىكند.
به تفكر در آفرينش زمين و
درياها و كوهها و بيابانها وآنچه از عجائب در شكم زمين
قرار گرفته و اختلافاتشب و روز و تبديلات فصول تحريض و
ترغيب مىنمايد.
به تفكر در آفرينش شگفتآور
نبات و نظامى كه درزندگى آن جريان دارد و در آفرينش
گوناگون حيوان وآثار و احوالى كه در محيط وجود از خود بروز
مىدهد تشويق مىفرمايد.
به تفكر در خلقتخود انسان و
اسرار و رموزى كهدر ساختمان وجودش نهفته و بالاتر از آن
در نفس وعوالم باطنى آن و ارتباطاتى كه با ملكوت اعلا دارد
و بهسير در اقطار زمين و مشاهده در آثار گذشتگان وكنجكاوى
اوضاع و احوال ملل و جوامع بشرى وقصص و تواريخ ايشان اصرار
تمام دارد.
و بدين ترتيب به تعلم علوم
طبيعى و رياضى وفلسفى وفنون ادبى و بالاخره همه علومى كه
دردسترس فكر انسانى است و تعلم آنها به نفع جهانبشرى و
سعادت بخش جامعه انسانى مىباشد دعوتمىكند.
آرى قرآن مجيد به اين علوم
دعوت مىكند به اينشرط كه به حق و حقيقت رهنما قرار گيرند
و جهانبينىحقيقى را كه سرلوحه آن خداشناسى مىباشد
دربرداشته باشند وگرنه علمى كه انسان را سرگرم خودساخته از
شناختن حق و حقيقتباز دارد در قاموسقرآن مجيد با جهل
مرادف است...» (65)
وقتى قرآن از ما مىخواهد كه
در زمين گردش كنيم ومبدا خلقت را بيابيم معنىاش اين است
كه ما بايد ازطريق كوششهاى علمى اين مهم را به انجام
رسانيم. اينبرخلاف آموزشهاى قرآن است كه مسلمانان
بنشينندوديگران به كشف اسرار طبيعتبپردازند و از نتايج
آنبهرهمند شوند و مسلمانان را به خود وابسته سازند. آرى
مطالعه «آيات علمى» بايد انگيزهاى براى روىآوردن مسلمان
به علوم بيعتباشد، نه اينكه صرفا بهقرائت اين كتاب مقدس
بسنده كنند.
ب) در قرآن آمده كه هر چيزى
در اين جهانقانونمند و با هدف است و خللى در خلقت
وجودندارد:
«و خلق كل شىء فقدره
تقديرا» (كافرون، 2)
(و همه چيز را آفريد و آن را
به اندازه كرد، اندازه دقيق.)
«و ما خلقنا السماء و الارض
و ما بينهما لاعبين»(انبياء، 16)
(و ما اين آسمان و زمين و
آنچه را كه ميان آن دو استبهبازيچه نيافريديم.)
«ما ترى فى خلق الرحمن من
تفاوت فارجع البصر هلترى من فطور» (ملك 4-3)
(در آفرينش خداى رحمان هيچ
خللى نمىبينى، پس بارديگر نظر كن آيا خللى مىبينى؟)
ج) قرآن از ما دعوت مىكند
كه به شناخت قوانينطبيعت و بهرهبردارى از آنها در جهت
رفاه انسانهابپردازيم و از حدود ا لهى تجاوز نكنيم:
«و سخرلكم ما فى السموات و
ما فى الارض جميعامنه» (جاثيه، 13)
(و همه آنچه را كه در
آسمانها و زمين است مسخر شما قرارداده.)
«والسماء رفعها و وضع
الميزان الا تطغوا فىالميزان» (رحمن 8-7)
(آسمان را برافروخت و ترازو
را برنهاد. در ترازو طغياننكنيد.)
البته بهرهگيرى از ماديات
بايد در جهت رشد معنوىانسان باشد و نه تباه كردن اين بعد.
د) از نظر قرآن علوم مختلف
تجليات گوناگونجهانى هستند كه بوسيله يك خدا خلق شده و
ادارهمىشود. بنابراين تركيب آنها بايد به يك تصوير واحد
ازجهان منتهى شود.
ه) يكى از مهمترين چيزهايى
كه ما از قرآن در موردعلم مىآموزيم جهانبينى و
معرفتشناسى است.بسيارى از شرورى كه از رشد علم ناشى شده
منشاش جهانبينى مادى است كه بر علم امروز حاكم است.قرآن
به ما ابزار شناخت طبيعت را مىآموزد و ما را ازموانع و
آفات شناخت آگاه مىسازد.
به طور خلاصه مهمترين
درسهائى كه ما از «آياتعلمى» قرآن مىآموزيم عبارتند از:
1) ما بايد با استفاده از
حواس و عقلمان به شناختطبيعتبپردازيم و اين را براى
سعادت و اعتلاى امتاسلامى يك اولويتبدانيم.
2) قرآن مجيد اصول جهانبينى
و معرفتشناسى رابه ما مىآموزد.
|