Home Page   صفحه اصلي شبكه Print -  چاپ صفحه Save As - ذخيره صفحه ارسال به دوستان
 

وحدت و تقریب مذاهب اسلامی یک ضرورت عقلی _شرعی

    (تحلیلی بر سیر تقریب اسلامی و راهکار آن در افغانستان )

   (مقاله ای از:حجة الاسلام  محمد محقق بلخی ) 

       إنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ (انبیاء 92)

       عنوان فوق یکی از موضوعات مهم و مورد ابتلای تمام مسلمین و هر دو طایفه بزرگ اسلامی و ملت مسلمان افغانستان می باشد که نیاز به بحث ،بررسی و اقدامات فکری و عملی و ارائه راه حل عینی جهت تحقق وحدت و تقریب داخلی هر کشور و مجموع امت دارد 

       ما ضمن تشکر و تقدیر از دبیر خانه مجمع علمای شیعه و سنی در افغانستان ،و همه کسانی که در این موارد تلاش می کنند از همه می خواهیم که در این جهت همکاری ،علمی و عملی داشته باشند و ما برای اهمیت این موضوع روی چند مسئله به یاری پروردگار بحث خواهیم داشت :

          1_ضرورت شرعی _ عقلی وحدت و تقریب .

          2_پیشینه تقریب خواهی .

          3_راهکار عملی وحدت و تقریب .

          4_جمع بندی و نتیجه گیری .

           اما مورد اول: وحدت،تقریب و انسجام امت در مرحله کنونی ،یک نیاز عینی و ضرورت عقلی _شرعی :

          در رابطه با موضوع مورد بحث ،باید همه مسلمین ،کشور ها ،سازمان ها و رهبران اهمیت قائل شده و با ارائه طرحهای فکری و عملی مناسب در این حال و اوضاع سعی کنند که هم جلو اختلافات داخلی گرفته شود و هم خطر نفوذ و توطئه دشمنان سوگند خورده ما که بیش از هر چیز از وحدت امت می ترسند و بر آن پایه از تفرقه ما سود می برند ....سد گردد،آن هم در جهان و در زمانی که :مسلمانان چچن ،کشمیر ،و جاهای دیگر ،نا جوان مردانه قتل عام می شوند در دورانی که ستون خیمه صهیونیسم بر قلب مسلمین کوبیده شده و ستاره داوود (!)بربام منطقه در حال صعود است .

      به عبارت دیگر :ماهواره های جاسوسی و استخباراتی اسرائیل و آمریکا بالای سر ما سایه افکنده و حرکات و اختلافات مارا زیر ذره بین بزرگ و بزرگتر می نماید .و بسیار خطرناکتر از بمب اتمی اسرائیل و غرب این است که دشمنان ،خانه دل،شخصیت ،خوانواده و جامعه ما را با جنگ روانی و فتنه افکنی ،از اساس ویران نماید.

اما ضرورت شرعی :

           گر چه نیازی برای توضیح و تبیین این بحث نیست چون هر مسلمانی وجوب ولزوم شرعی آن را اگر با قرآن ،سنت ،سیره پیامبر ،سیره اهل بیت (ع)،و سیره شخصیت های صالح و جنبش های اسلامی آشنایی داشته باشد ،درک می کند ؛چنان که ضرورت عقلی آن را قرآن کریم که مورد قبول همه مسلمین است در باره ضرورت وحدت چنین می گوید:

            كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ وَأَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلا الَّذِينَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيم(بقره 213)

           وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشَاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَالظَّالِمُونَ مَا لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَلا نَصِيرٍ (٨)

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (٩)

وَمَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ (١٠)(شوری)

شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدِّينِ مَا وَصَّى بِهِ نُوحًا وَالَّذِي أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ وَمَا وَصَّيْنَا بِهِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى أَنْ أَقِيمُوا الدِّينَ وَلا تَتَفَرَّقُوا فِيهِ كَبُرَ عَلَى الْمُشْرِكِينَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبِي إِلَيْهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ يُنِيبُ (١٣)

وَمَا تَفَرَّقُوا إِلا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ وَلَوْلا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ أُورِثُوا الْكِتَابَ مِنْ بَعْدِهِمْ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ مُرِيبٍ (١٤)(شوری)

در این آیات وقتی خداوند از نهی اختلاف سخن می گوید ،مسلماً اختلاف در دین واحد را نمی پذیرد ؛چنانکه در آیات 92 سوره انبیاءو آیات 53 و57 سوره مومنون نیز از وحدت هدف ادیان و ضرورت اتحاد انان سخن می گویدواختلاف را نکوهش می کند. .                                                                                                                                                                                   

            يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلا تَمُوتُنَّ إِلا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (١٠٢)

وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَى شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ (١٠٣)

وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (١٠٤)

وَلا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ (١٠٥)(بقره )

این آیات و ده ها آیه دیگر برای ما می گوید که وحدت یک ضرورت اعتقادی _عملی بوده و خود اسلام ،برای اتحاد است و نباید دین و بر داشت و برداشت از آن عامل اختلاف شود _چنان که اگر اختلافی در برخی زمینه ها بوجود آمد بایستی آن را به خدا ارجاع داد «و حکمه الی الله ».

درسی از امام علی(ع):

امام علی (ع)درجواب یک یهودی معترض که به آن حضرت گفته بود :«شما مسلمانان آب غسل پیامبرتان نخشکیده بود که اختلاف کردید !» فرمود :«نحن انما اختلفنا عنه لا فیه(1) »یعنی:اختلاف ما در اصل دین و رسالت نبود ،بلکه اختلاف ما در جانشینی و پس از پذیرش آن حضرت پیش آمده بود .مثلاًحضرت فموده باشد :ما چون فرزندان یک پدر بر سر میراث او اختلاف کردیم و سپس کوتاه آمدیم ؛اما شما اصل خدا ،رسالت و پیامبر را رها کرده و به دنبال گوساله سامری که رسم قبطی های مشرک بود ،رفتید .

      همه ما بایستی راه وحدت و طریق تقدم مصلحت دین بر مسائل شخصی و هر چیز دیگر را از امام علی (ع)دربرابر پیشنهاد ابوسفیان که مدعی همایت از امام ،دربرابر خلفا شده بود و آن حضرت جواب رد داد یاد بگیریم .

       اینجاست که شیعیان و سنیان بایستی از امام علی (ع)که مورد قبول همه مااست درس بگیرند.

      پیامبر (ص)می فرمایند :«علی مع الحق و الحق یدور معه حیثما دار ».

نقد و تصحیح متون حدیثی و تاریخی ،عامل پیشگیری از اختلافات

ما در کتب حدیثی متون و منقولاتی داریم که از پایه محکم و صحیحی بر خوردار نیستند و در این مورد احادیث ساختگی ،مجعولات و مجهولاتی که به پیامبر (ص)نسبت داده شده در میان کتابهای روایی و تاریخی هر دو فرقه دیده می شود .که بعضاً توسط بیگانگان و دانشمندان یهودی و مسیحی جعل و پرداخته شده است .و برخی از این احادیث و متون از اساس ساختگی نبوده و بعداًتوسط فرقه هایی که با هم اختلاف فکری ،کلامی سیاسی و فقهی داشته اند ،تحریف یا مورد دستبرد قرار گرفته است ....که بایستی با رعایت اصول و قواعد حدیثی و عرصه آن به قرآن و نقل از راویان عدول و ثقات و درواقع منابع واقعی و جانشینان فکری پیامبر و از جمله اهل بیت «اهل البیت ادری ما فی البیت »هستند ،روایات و احادیث از نسبت های خلاف واقع پاک شود ...

          در اینجا به یک حدیث که متن مشوش وپر اختلاف دارد ودر باره تفرقه و اختلاف امت پیامبر (ص)نقل شده به عنوان مثال با استفاده و برداشتی که از نوشته های درسی استاد سبحانی (حفظه الله )برده ایم اشاره می کنیم . این حدیث با تفاوت مضمون و اختلاف زیاد در متن و محتوا به چیزی اشاره می کند که از هر نظر قابل بحث ،نقد و ارزیابی است و متاسفانه برخی از ناقلان آثار حدیثی و مولفان کتب فرق اسلامی سعی در تفسیر و تصحیح این حدیث انجام داده اند تا آن را به نفع فرقه مورد نظر خویش تطبیق نمایند و همچنین در مورد هر چه پر اختلاف معرفی کردن مسلمانان ،شبیه آنچه بر یهود و نصری رفته است ،تاکید نموده اند ....

      اصل این حدیث که در سنن ابو داود ،صحیح ترمذی و سنن ابن ماجه و مسند ابن حنبل و غیره آمده ،با اختلاف نقل شده است :

         «روی ابو داود فی کتاب السنه عن ابی هریرة قال :قال رسول الله :افترقت الیهود علی احدی و سبعین فرقة ،و تفرقت النصاری علی اثنتین و سبعین فرقة،و تفترق امتی علی ثلاث و سبعین فرقه».

        و همچنین معاویة بن ابی سفیان از رسول (ص)چنین نقل کرده است که آن حضرت فرمود :«الا ان من قبلکم من اهل الکتاب افترقو ا علی ثنتین و سبعین ملة و ان هذه الملة ستفترق علی ثلاث وسبعین .ثنتان و سبعون فی النار و واحد فی الجنة و هی الجماعة».

        روی الترمذی فی باب ما جاءفی افتراق هذه الامة مثله ،عن ابی هریرة.و مروی عن عبدالله بن عمر قال :قال رسول الله (ص):«لیأتین علی امتی ما اتی علی بنی اسرائیل حذوالنعل بالنعل حتی ان کان منهم من اتی امة علانیة،لکان فی امتی من یصنع ذلک و ان بنی اسرائیل تفرقت علی ثنتین و سبعین ملة ،و تفرقةامتی علی ثلاث و سبعین ملةکلهم فی النار الا ملةواحدة،قالوا :و من هی یا رسول الله ؟قال :ما انا علیه و اصحابی»(2)

و روی عن عوف بن مالک قال :«قال رسول الله :افترقت الیهود علی احدی وسبعین فرقة،فواحدة فی الجنة و سبعون فی النار ،و افترقت النصاری علی ثنتین و سبعن فرقة فا حدی و سبعون فی النار و واحدة فی الجنة،والذی نفس محمد بیده لتفترقن امتی علی ثلاث و سبعین فرقةفواحدة فی الجنة و ثنتان و سبعون فی النار قیل یا رسول الله :من هم ؟قال:الجماعة».     

نقد و بررسی

       1-نخست درباره سند این حدیث باید یاد آوری شود که :این حدیث در صحاح و مسانید حدیثی ...نقل شده است ،گر چه ابن حزم در کتاب «الفصل فی الاهواءو الملل»این حدیث را صحیح نمی داند .

      و برخی دیگر هم بر صحت سند و حدیث تاکید داشته اند ،چنانکه برخی دیگر استدلال با این حدیث را یا از جهت سند یا متن مقبولو حجت نمی دانند ...

     2_اشکال اختلاف و اضطراب متن و نص حدیث به گفته استاد،علامه محقق و متخصص برجسته و کم نظیرمعارف و  متون (آیةالله سبحانی )کمتر از ضعف سند این حدیث نیست ،گر چه به جهت :متضافر بودن روایت ،ضعف سند آن جبران می شود .(3)

    اما اختلاف ،چنانکه در متن خواندیم و یا چنانکه استاد ما (حفظه الله )نیز به آن اشاره می کند ،قرار ذیل است :

      1_ اختلاف وتفاوت در تعداد فرقه های مسلمانان ...که با مطالعه نیاز به ذکر مجدد آن نداریم .

    2_اختلاف در مقدار هلاک شدگان و نجات یافتگان که بیشتر روایات این  متن به نجات یک فرقه و هلاکت باقی اشاره دارد ولی عبدالقاهر بغدادی در کتاب و سند خود از پیامبر چنین نقل کرده است :«کلهم فی النار الا امةواحدة».(4)

     3_اختلاف در تعیین فرقه ناجیه و رستگار :در برخی آمده «و هی الجماعة»ودر برخی آمده «الاسلام و جماعتهم »(5)و لکن ترمذی(6) و شهرستانی (7)نقل کرده اند که پیامبر در باره فرقه ناجیه فرموده است :«ما انا علیه و اصحابی ».

      ایراد اصلی به نظر ما در این بحث اصراری است که :عبدالکریم شهرستانی ،به خرج می دهد تا فرق اسلامی را به هفتاد و سه دسته برساند .(8)با اینکه فرق اسلامی به کثرت نبوده . اگر اختلافات جزیی و پیش پا افتاده ،که مربوط به اصول اساسی اسلام و توحید ندارد و یا این اختلافات جنبه اجتهادی ،نظری ،کلامی و فلسفی دارد ،قطعاًمورد نظر حضرت نبوده است .

     و همچنین امام اشعری سعی دارد تا فرق اسلامی را زیاد و بزرگ نشان دهد (9)

چنان که تنها غلات را به 15 دسته برساند و برای شیعه امامیه ،24 فرقه را معرفی کرده است .

       از این جهت نویسنده (و فیلسوف)معاصر عبدالرحمن بدوی به دلایلی که مجال ذکرش نیست ،این حدیث را درست و صحیح نمی داند .

   و نظر جالب توجه اینجا نظر شیخ محمد عبده است که می فرماید :«اما تعیین ای فرقة هی الناجیة ،ای التی تکون علی ما کان النبی علیه و اصحابه ،فلم یتعین الی الان ،فان کل طائفةممن یذعن لنبینا بالرسالة تجعل نفسها علی ما کان علیه النبی و اصحابه . (الی ان قال:)و مما یسرنی ما جاءفی حدیث آخرانّا الهالک منهم واحدة». (10)

      وحدت اصولی و زیر بنایی نیاز اساسی ماست

       از آنجا که اصول و فروع اسلام بر توحید استوار است «بنی الاسلام علی دعامتین :کلمة التوحید و توحبد الکلمة»و اسلام بدون توحید و یا مسلمان واگرا و تجربه طلب بریده از خط اسلام و امت خواهد بود .

      از این لحاظ و جنبه های دیگر وحدت ما ،یک وحدت فکری ،عملی ،ماندگار و استراتیژیک است نه یک وحدت موقت ،عرضی و مقطعی و به اصطلاح سیاسی ،آن هم با روشهای سیاست بازانه معمول که مد بازار مکاره روز می باشد ،چون با فرض نیاز مقابله با دشمن مشترک و اتحاد بر اساس ضرورت های عینی و مرحله ای (و سیاسی )،بایستی آن را به یک اتحاد اساسی ،پایدار و پیشرو ،و بر مبنای وحدت فکری و موضع گیریهای منسجم اسلامی در تمام زمینه ها ،میان مسلمین تبدیل نمود ،که بررسی و راهکار آن را در طرحواره امت اسلامی گفته ایم .

     پس ما با داشتن اصول ثابت ،محرز،مشترک چون توحید ،نبوت ،معاد و غیره و توافق عمیق و غالب در فروع یا بعضی اصول مذهبی ،که می شود آن را اصول تکمیلی خواند «الیوم اکملت لکم دینکم » مبنا و زمینه های اتحاد ما بر اختلاف نظر غالب خواهد بود ،چنانکه معتزلی ها نیز در یکی از اصول مذهب چون عدالت با اشاعره و اهل حدیث که همه از اهل سنت هستند ،اختلاف دارند؛و شیعیان اثنی عشری با شیعیان زیدی و اسماعیلی بر سر تعداد پیشوایان دارای اختلاف نظر هستند.

البته با وجود تفاوتهای فکری ،نظری و اجتهادات عملی ،که ذاتاًطبیعی بوده و نوعاًزیان آور نیست برخی از اختلافات ،عوامل روانی ،نفسانی و شیطانی دارد،چنان که امام علی(ع) می فرماید:«انما الشیطان یعطیکم بالجماعةالفرقة و بالفرقة الفتنه » و همچنین بسیاری از این فاصله ها و نفرت ها ،انگیخته های خارجی دارد ،زیرا دشمنان کینه توز ما نیز در ایجاد اختلاف و جلوگیری از تقریب ،تلاش می کنند ؛که باز هم امیر المؤمنین (ع)درباره شیطنت های منافقین و ساده اندیشی های مسلمین و مؤمنین چنین می فرماید :«انی اشکو الی الله من بلادة الامین و یقظة الخائن ».

یک مثال و نمونه عینی از شگردهای شیطنت آمیز آنان

مسؤل مؤسسه فرهنگی –انتشاراتی بلاغ که به زبانهای مختلف کتابهای اسلامی نشر و پخش می کنند ،می گفت :یک روز در دفتر نشسته بودم که یک مستشرق(شرق شناس آلمانی)که به زبانهای فارسی و غیره آشنایی کامل داشت ،سر زده وارد شد .پس از احوالپرسی ،او به عنوان مشورت یا همکاری چنین گفت ،من مشغول نوشتن دکترای خود درباره تقریب مذاهب اسلامی هستم ؛و نیاز به راهنمایی دارم !و من هم نوشته های او را سریعاً ورق زدم .ولی چون به ادعا ،حرکات و رفتار او مشکوک شدم ،سؤالاتی از او نمودم و گفتم :دکترای شما درباره تقریب مذاهب که نیاز به یک بحث فکری و سیر تاریخی دارد ،می باشد؛ولی شما در این باره چیزی ننوشته اید و بیشتر به آمار و گزارش اکتفا کرده اید .

      او سر انجام چنین گفت :من تعجب می کنم که :چرا طلاب سنی در مدارس شیعی و از جمله در قم در مدرسه حجتیه درس می خوانند با آنکه آنها سنی هستند !!و باید در مدارس و مراکز خودشان درس بخوانند .

       از این حرف و موارد دیگر روشن می شودکه این آقا و سایر دست اندر کاران سیاسی و استخباراتی ،در باره وحدت و تقریب این دو فرقه یا مسائل دیگر ،چقدر کنجکاو و حساس بر خورد می کنند ،ولی نوچه های ما ،چگونه عمل می نمایند ؟

پیشینۀ تاریخی

        درطول تاریخ،شخصیت ها و چهره های زیادی بوده اند که در جهت وحدت کلمه مسلمین با فکر و عمل اقدام کرده اند و قبل از همه خود پیامبر (ص)با نفی هر گونه اختلافی با هربهانه و شعاری و دعمت تمام مسلمین به وحدت همه جانبه اسلامی ،سنگ تمام گذاشته است .چنان که ائمه مسلمین و بسیاری از علمای شیعه و سنی در آثار ،گفتار و مواقف شان در هر زمان و موارد حساس ،جلو اختلافات را گرفته و زمینه تفاهم ،وحدت ،تقارب و تعاون میان جامعه اسلامی را فراهم نموده اند.

     نوشتن کتاب الخلاف بواسطه شیخ الشریعه و دانشمند نامدار تاریخ اسلام محمد حسن الطوسی که در آن نظریات وآراءعلمای فریقین را بدون تعصب و برای بیان روش فقهی در استنباط احکام در سده چهارم و پنجم جمع و گرد آوری کرده است ،نشان دهنده سیره و توجه بزرگان علم و دین در این امور بوده است و همچنین شخصیت های مانند طبرسی که تفسیرش (مجمع البیان )توسط علامه فقید شیخ محمود شلتوت به عنوان بهترین تفسیر به دارالتقریب پیشنهاد شد و همین تفسیر با پا ورقی های علمای ازهر چاپ و به عنوان تفسیر قرآن تمام مذاهب معرفی گردید .   

     علامه بزرگوار شیخ شلتوت در مقدمه مجمع البیان درباره این تفسیر چنین می نویسد :از امتیازات این تفسیر ،آزادی فکر ،تقریب میان مذاهب  که در مدار حق و در مسیر حقیقت و با اخلاص کاملی حرکت می کند ،می باشد. این مفسر چه بسا در مرحله بررسی های تطبیقی و مقارن ،مذهب و نظر دیگران را بر مذهب و بینش خود مقدم داشته و با نهایت رعایت درجه امانت و دقت ،در نقل نظریات و آراءدیگران کار کرده است ،در حالی که بدور از دشنام و ناسزا گویی نسبت به سایرین می باشد .

      ابوالفضل طبرسی در این تفسیر نظریات غیر خودش را طوری پرورش داده است که گویا می خواهد همان نظر را قبول نماید و این کار بر خلاف بعضی از برادران اهل سنت می باشد که در وقت برخوردشان با نظریات شیعه آنان را با رفض،رمی شان کرده و رافضه شان می خوانند و یا چنان که برخی برادران شیعه در حین نقل آراءاهل سنت آن ها را ناصبی می نامند و لیکن طبرسی همیشه آیه ذیل را معیار عمل و قضاوت خویش قرار داده است «و جادلهم بالتی هی احسن »(11)

سید جمال الدین ،بنیانگذار وحدت و تقریب

     سید جمال الدین افغانی بیشتر از هر فردی درباره ضرورت وحدت و جلوگیری از اختلاف در جهان کار کرد و یکی از اهداف او تحقق وحدت اسلامی میان تمام مسلمین و جلوگیری از اختلافات نژادی ،قومی ،سیاسی و مذهبی که بعضاًتوسط دشمنان دامن زده می شد ،بود.سید جمال الدین با حضور خویش در مصر ،مرکز فکری اهل سنت با طرح فلسفه و کلام ،مخصوصآً کتاب شرح تجرید الاعتقاد و شارح آن فعلامه و فلسفه ابن سینا ،ملاصدرا و کتب فقهی ،شیعی و اسلامی ،مصری ها را به مبانی فکری ،فلسفی آشنا ساخت و این خود یکی از گامهای تقریب بود . چون رشد علمی با رایج شدن فلسفه و دید نقّادانه ،حق شنوانه و باز بودن باب اجتهاد ،زمینه باز نگری و استفاده از تمام اندیشه ها و گرایش های اسلامی فراهم می گردد.که با حضور محمد عبده و بعد حسن بنّا ،شلتوت و شخصیت های دیگری چون کاشف الغطاءفتقریب چنان که خواهیم گفت ،پایه گذاری گردید .اهداف و روش وحدت طلبانۀ سید قرار ذیل بود :

       1_وحدت طلبی سید جمال صرفاًجنبه نظری و شعاری نداشت چنانکه مبارزات او نیز یک جهاد کامل و همه جانبه فکری سیاسی بود ،نه یک بعدی ،مقطعی و احساساتی و این خود نیاز به یک آمادگی و تلاش همه جانبه دارد.

     استاد مطهری در باره وحدت طلبی سید و اندیشه مبارزاتی او چنین می نویسد :«ظاهراًندای اتحاد اسلام را در برابر غرب اولین بار سید جمال بلند کرده .منظور از اتحاد اسلام ،اتحاد مذهبی که امر غیر عملی است نبود.منظور اتحاد جبهه ای و سیاسی بود یعنی تشکیل صف واحد در مقابل دشمن غارتگر»(12)

      2_وحدتی که سید جمال مطرح می کرد در مسیر حاکمیت قران و استراتژی تغییر و دگر گونی همه جانبه فکری و اجتماعی بود.(وحدت طلبی سیاسی و جبهه ای او ،بعضا ًجنبه تاکتیکی داشت مثل وحدتی که در شعار بعضی از سران رؤسای کشورهی اسلامی ....دیده می شود و چنان که سید روسیه و فرانسه را نیز علیه دشمن عمده مسلمین (انگلیس)تشویق می کرد و این خود حکایت از قدرت تشخیص سیاسی و دور اندیشی او داشته و یک نقطه مثبت به حساب می آید .چنان که عضویت سید در سازمان فراماسونری برخواسته از روش های تاکتیکی وی می باشد که در جای دیگر به آن اشاره شده است ». (13)

    3_وحدتی که سید مطرح می ساخت مخالف هر نوع التقاط ،ملی گرایی و یا تعصب های خشک و غیر اسلامی بود .

    4_ سید جمال الدین وحدت گرایی اسلامی را در زندگی خود تطبیق کرده و عملاًسمبول و مظهر وحدت مسلمین شده بود چون او دردون و از درون به توحید و فنای فی الله (توحید  عبادی و افعالی )رسیده و شرک،ریا،و چند گانگی در فکر ،رفتار و گفتارش پدیدار نمی گشت ،ایمان او ایمان راستین و اخلاقش ،اخلاق مجاهدین و دعوتگران قرآنی بود ،او چون نخی می ماند که به تعبیر امام علی (ع):دانه ها را به رشته و نظام می آورد نه چون قیچی که جامعه و جریان ها را قطع و پاره پاره کند «و مثال القیم بالامر مثال النظام من الخرز». (14)

      او طوری بود که هر جا می رفت او و مردم با هم احساس بیگانگی نمی کردند.

او مسلمانان هر سرزمین را از خود می دانست و بر اساس تقوا ،عدالت ،معرفت و کرامتی که این وارث و فرزند پیامبر داشت ،معارفه و بلکه معاشقه میان او و تمام مسلمین در تمام کشورها بوجود آمده بود . يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثَى وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ (حجرات13)

      سید به همه مسلمانان به عنوان برادر نگریسته و درد مردم و کشورها را درد مشترک همه در سرزمین های اسلامی می شناخت . او احساس فداکاری و تلاش را که برای یک مسلمان آسیای میانه داشت برای مسلمان آسیای (صغیر)ترکیه و جاهای دیگر می کشید .

      او علاقه خویش را به مردم و سرزمین های مسلمین در کتاب عروة الوثقی و جاهای دیگر بیان می کند.(15)

      دومین حرکتی که برای تفرقه زداییاز جامعه اسلامی صورت گرفت طرح تاسیس دارالتقریب اسلامی در زمان آیة الله عظمی بروجردی و شیخ محمود شلتوت رئیس الازهر مصر بود .

       این حرکت با حمایت دو شخصیت بزرگ مذکور و با تلاش پی گیر و مجاهدت های مرحوم شیخ محمد تقی قمی شکل گرفت . مهمترین عاملی که انگیزه تأسیس دارالتقریب را تقویت بخشید،اختلافات شدید میان فرق مختلف اسلامی و به ویژه شیعه و سنی بود .

     این اختلافات گاهی چنان شدید می شد و به صحنه های غم انگیز مبدل می گشت که گویی شیعه و سنی هیچ وجه مشترکی ندارند ،در حالی که پیروان هر دو مذهب ،خدای واحد را می پرستیدند و به کتاب پیامبر اسلام (ص)و معاد ایمان داشتند .(16)

در تأسیس و تقویت وحدت و تقریب شخصیت های بسیاری ازجمله بزرگانی چون :آیةالله محمد حسین آل کاشف الغطاءاز مراجع نجف،آیة الله سید عبدالحسین شرف الدین از علمای بزرگ شیعه لبنان ،مفتی اهل سنت عبد المجید سلیم مرجع بزرگ افتاءو فقاهت ،شیخ حسن البناءموسس و رهبر اخوان المسلمین و...در آن نقش داشتند .شعار دارالتقریب «ان هذه امتکم امة واحده و انا ربکم فاعبدون »بود.

     به هر حال نتیجۀ تلاش های دارالتقریب به صدور فتوای معروف شیخ محمود شلتوت منجر گردید.در این فتوای مرحوم شلتوت اعلام کرد:«پیروی از مذاهب امامیه ،چه در عبادت و چه در معاملات عیناً مانند پیروی از مذاهب چهارگانه تسنن برای مسلمین مجاز و مشروع است .»همچنین آیةالله عظمی بروجردی در آخرین لحظات عمر شریف خود فرمودند :«تقریب کار بزرگی است من در این باره آرزو ها داشتم و در صدد بودم که نامه ای به شیخ شلتوت بنویسم ».

     یکی از شخصیت هایی که بیشتر از همه طرفدار وحدت و تقریب امت اسلامی بوده و از اختلاف میان امت اسلامی ،اظهار نگرانی می کرد ،امام خمینی بود.

      امام خمینی اعلی الله مقامه الشریف دراین باره می فرمایند :«یک دسته از مسلمانان شیعه هستند و یک دسته ای ازمسلمانان سنی ،یک دسته حنفی و دسته ای حنبلی و دسته ای اخباری هستند ،اصلاًطرح این معنی و (این دسته بندی ها )از اول درست نبوده ».

      در یک جامعه ای که همه می خواهند به اسلام خدمت کنند و برای اسلام باشند ،این مسائل نباید طرح شود ،ما همه برادر هستیم و با هم هستیم ،منتهی علمای شما یک دسته فتوی به یک چیز دادند و شما تقلید از علمای خود کردید و شدید (به عنوان مثال)حنفی،یک دسته فتوای شافعی را عمل کردند و یک دسته دیگر فتوای حضرت صادق را عمل کردند ،این ها شدند شیعه این ها دلیل اختلاف نیست ،ما نباید با هم اختلاف و تضاد داشته باشیم ما همه با هم برادریم _ برادران شیعه و سنی باید از هر اختلافی احتراز کنند _ 8/رمضان /1400(17)

امام به مناسبت دیگر می گوید :«دو مطلب را در نظر بگیرید :یکی وحدت کلمه که همه با هم باشیم و یکی برای خدا بودن .اینکه قیام و نهضت مان برای خدا باشد . خدای تبارک و تعالی به رسول اکرم دستور داده است که به امت ما بگو که من فقط یک موعظه دارم و آن اینکه برای خدا قیام کنید». (18)

علامه بلخی پرچمدار وحدت و تقریب

     نبوغ،اطلاعات،اندیشه های اسلامی و طرح های انقلابی علامه بلخی از طریق سخنرانی،نوشته،شعر،خطابه و غیره....کمک زیادی به تقریب اسلامی نمود .

     در این سخنرانی ها گاهی برادران اهل سنت مخصوصاًدانشگاهیان شرکت می کردند .صدر اعظم دولت مجاهدین با خانم بلخی گفته بود :«ما فکر اسلامی و انقلابی را از امثال علامه بلخی در حسینیه ها و مساجد فرا گرفته و مخالف شیعیان نیستیم »

علامه سید اسماعیل بلخی در نجف اشرف،در یک سخنرانی درباره وحدت اسلامی ...پس از بیان ضرورت وحدت و تفاهم میان مسلمین و خطر اختلافات نژادی و مذهبی چنین می گوید :«در جامعه ما هنوز کسانی پیدا می شود که می گوید :تو شیعه هستی و من سنی ،تو سیدی و من هزاره ،تو از جاغوری هستی و من از دیزنگی !». (19)

        آری بحث درباره این مسایل ،اختلاف و لاف زنی های معمول و رایج میان بعضی افراد ،عامل فاصله مسلمانان و بلکه سبب نزاع و جنگ می گردد ،چیزی که همه آن را تجربه کرده ایم.

    علامه بلخی در سخنرانی دیگر که همزمان با تأسیس حسینۀسجاد در سال 1347ایراد شده ،درباره وحدت اسلامی و بعد تقریب مذاهب اسلامی چنین می گوید :«خطابه جذابی را پارسال در قندهار برای اصلاح غوغای شیعه و سنی دادم گفتم :برادران !اگر باران می بارد بر زمین شیعه و سنی می بارد و اگر خشک سالی آمد هر دوی شما گرسنه می شوید ؛آمریکا دارد جنجال سیاه و سفید را حل می کند ،ما اینقدر ریزه شدیم؟اول که جنگ شیعه و سنی و از آن  هم که گذشت... حلقه به اندازه ي تنگ مي شود كه دو نفر نمي توانند باهم زندگي كنند ». ( 20 )  

      علامه بلخی درمورد وحدت اسلامی چنین یاداوری می کند :«علم را چه درخشان می کند؟کدام نیرو استفاده صحیح از علم می کند؟وحدت نظر و وحدت عمل .تا یک جامعه وحدت پیدا نکند ،علما اقتصاداًو جسماً پیش نمی رود،سرمایه تمام سعادتها ،اتفاق است ؛اتفاق پیش برنده کمالات است». (21)

            اتــفاق ای اتـــفاق ای اتـــفاق       چــاره بــر پـیکر فـرسود شرق

            در حیاتم گر نشد بعد از ممات       روح بلخی را نما خشنود شرق

       شهید بلخی با ذکر مثالی در این باره ادامه می دهد:«فرض کنید دو نفر نویسنده اگر اتفاق کنند ،جامعه از تألیف هر دو استفاده می کند ،اگر همدیگر را تخطئه کردند،او گفت :او چیز نمی فهمد ،آن دیگری گفت :چیزی نمی فهمد ،یک عده از او بیزار می شوند ،یک عده از آن (و)جامعه،راکد می ماند ». (22)

راستی،اگر اختلاف دو نویسنده ،این آثار منفی را دارد ،اختلاف دو جریان ،یا اختلاف دو ملت و یا اختلاف دو مذهب  خطرناکتر از هر چیز بوده و اختلاف دو فرقه عظیم اسلامی ،آثار منفی و نابود کننده ای خواهد داشت ،و همچنین اگر این دو فرقه با هم اتحاد داشته باشند ،از اهمیت زیادی بر خوردار خواهد بود .این جاست که دشمنان اسلام ،با وحدت اسلامی و انواع و مراحل آن مخالفت کرده و با دامن زدن ملی گرایی و فرقه گرایی ،دائماًمسلمانها را برای خنثی کردن همدیگر مصروف و مشغول نگه می دارند .

      علامه بلخی در ادبیات و اشعار انقلابی خودش نیز تمام مسلمین را از تفرقه های قومی و تعصبات ویرانگرمذهبی بر حذر داشته ،چنین می گوید

 ای مســلمان درگــذر از فکــر تـبعیض نـژاد

                                                کاین تعصب های خشک عزت مسلمان شکست

ای مسلمان از جهالت جنگ مذهب داشتــی

                                                در نــژاد و در زبـان هـم حــال پــیدا مـــیکنــی

هیچ می دانی بلای این تــعصبـهـای خشـک 

                                                بر مسلمان مسلک فاشیست اغواءمی شود

از نفاق و خــفت اســلام بـنگر بـر یــهود  

                                              خـانه و مـلک عـرب مـیراث بـابـا مـی شـود

                             *   *    *     *

هان ای بشر بیاموز درس از کتاب قران

                                               دسـت از ره تــوسـل زن بـر طـناب قــرآن

در آتـش دوئـیت سـوز و گـداز تـا کـی ؟

                                                 بـهر دوام وحـدت کـن انـتخــاب قــرآن

زاصلاح اوس و خزرج این نکته گشت معلوم

                                                فــرمـان صـلـح بـارد از انـقـلاب قـــرآن

                            *    *     *     *

نزاع مذهب و جنگ نژاد می نگرم             چه ابتلا است که در هر بلاد می نگرم

متاع شیعه و سنی کساد می نگرم             بـر غم شــیخ اگــر وحـدتـی پـدید آریم

تو را به خود زچه بی اعتماد می نگرم      میان من و تو صد درد مشترک باقی است 

    شهید بلخی با گزینش توحید به عنوان معیار کرامت بشری مرز بندی های مصنوعی را مخالف شرافت الهی و مانع رشد اهداف متعالی انسان می دانست .

گفتم بشرم لیک ملل می نشناسم        پرسید زمن دوش رفیقی ز کجایی 

با قلۀ توحید قلل می نشناسم             گفتا که تو از قلۀ بلخابی و گفتم :

        روشن است که یکی از اهداف تقریب،جلوگیری از اختلافات خود ساخته و خیالی که بیشتر در اثر توطئه ها و دخالتهای مزدوران فکری و سیاسی استعمار ایجاد می شود ،هست . چنان که اهداف دیگر نیز مانند موارد ذیل در سایه تقریب امکان دارد ،که لازم است همه مسلمانان در مناسباتشان آن را رعایت کنند ،چنان که برادران اهل سنت و شیعه ملزم به رعایت آن می باشند :

        1_نزدیک و مرتبط کردن مذاهب و توده های مسلمان به همدیگر از خلال بحث ،تفاهم و شناخت بیشتر .....

        2_ ایجاد مؤسسات فکری ،مشورتی و کاری و همچنین تأسیس نشریات توجیهی و تقریبی .

       3_ تلاش جهت ایجاد هماهنگی و بررسی زمینه های صدمه پذیر امت و جلوگیری از اتهام ،تکفیر و فاصله های مصنوعی ...

      4_ شناسایی مخالفین وحدت و تقریب و جلوگیری از نشر کتب و نشریات تفرقه انگیزی که توسط مستشرقین ،وهابی ها و ملی گرایان و دیگر عوامل نادان و مشکوک دامن زده می شود .

     5_ارائه طرح و شعارهای انسجام بخش و تاکید روی نقاط مشترک و معرفی اسلام و اصول فراموش شده آن برای تمام مسلمین و حتی غیر مسلمانان ...

      در این جا به مصاحبه یکی از بنیانگذاران تقریب (علامه محمد تقی قمی)که در باره اهداف تقریب مذاهب اسلامی سخن می گوید ،اشاره کنیم :

      علامه قمی ضمن بیان موفقیت این طرح که برای حفظ وحدت شیعه و سنی با حفظ کیان و موجودیت هر دو فرقه ایجاد شده و در مدت یک ربع قرن برنامه و کارهای ذی قیمتی داشته که در تاریخ اسلام بی سابقه است ،اشاره می کند:

     الف_ انتشار مجله رسالت الاسلام به قلم پیشوایان بزرگ تشیع و تسنن.

     ب_داخل نمودن فقه شیعه در فقه مقارن دانشگاه الازهر .

     ج- ایجاد ارتباط و همبستگی میان رؤسای شیعه و سنی .

     د_ معرفی شیعه به وسیله انتشارات دارالتقریب .

    ه اقدام برای جمع آوری احادیث مورد اتفاق در یک کتاب .

    و_نظارت بر کتابها و جلوگیری از کتابهای تفرقه انگیز .

    ز_ صدور فتوای تاریخی به کشور های اسلامی در مورد جواز پیروی از مذهب شیعه .

    یاد آوری می شود که:هر تلاشی که برای حفظ وحدت یا جلوگیری از نزاع و اختلافات داخلی ،منطقه ای و غیره میان مذاهب ،احزاب و کشورهای اسلامی مؤثر است ،برایش باید کار و سرمایه گذاری شود.

       مؤسسۀ تقریب مذاهب اسلامی (دارالتقریب)که در جامع الازهر تشکیل شده بود و یا مجمع علمی مذاهب اسلامی که در تهران در رمضان 1413_1993 تأسیس گردید ،می تواند یکی از این مراکز و نهاد ها باشد . و بایستی که در جهت تقویت چنین مراکز و یا شخصیت های حقیقی و حقوقی که معتقد به وحدت مذاهب و یا وحدت اسلامی بوده و عملاًدرجهت تحقق آن کوشش می کنند اقدام شود .

         تشکیلات،نهاد ها و مراکزی چون سازمان کنفرانس اسلامی ،کنفرانس وزرای خارجه ،کمیتۀ قدس ،کمیته اسلامی صلح و دیگر ارکانها و نهاد های تابع  سازمان کنفرانس اسلامی و تمامی مؤسسات و مراکز فکری ،علمی و مردمی می توانند در جهت تحقق وحدت اسلامی و احیای هویت صدمه دیده و فراموش شده مسلمین همکاری نمایند.

         با احیای مراسم سنتی و دینی چون اعیاد و از میان بر داشتن اختلاف رؤیت هلال که یک مسئله فرعی بوده و حتی از نظر فقهی نسبت به وحدت افق در موقعیت جغرافیایی فعلی موضوع آن با زمان پیامبر (ص)فرق کرده است،جلو هر بهانه و زمینه های جدا کننده را باید گرفت. و خوب است که در این مواردو بسیاری موارد دیگر،از کنگره عظیم جهانی حج،حسن استفاده را نمود.

راهکار تحقق وحدت در افغانستان

    همه ما در دوران جهاد ،وحدت فکری و عملی میان شیعه و سنی را تجربه کردیم ،و این وحدت بیان گر رابطه محکم و سازنده اقوام و مذاهب در افغانستان که عامل پیروزی گردیده بود ،شده بود .

نویسنده کتاب نظریۀ هم گرایی از وحدت دوران جهاد چنین می نویسد :«افغانستان حدود 80%سنی و 20%شیعه دارد که البته در شرائط کنونی به علت وجود دشمن متجاوز اشغالگر شوروی،وحدت عمل آنان حفظ شده است ».(23)

آری ما وقتی به اسلام عقیده داریم و به آن پایبند هستیم ،نه تنها هیچ مانعی بر سر راه وحدت نمی بینیم که متحد طبیعی و برادر هم نیز هستیم .

      شیخ عبدالمجید سلیم ،رئیس ازهر و نائب رئیس دارالتقریب می گوید :«تمام فرق اسلامی تحت یک ملتند و چون اختلاف فقهی میان آنان ناشی از اجتهاد است ،همگی معذور و مأجورند ». (24)

        با این که وحدت اسلامی میان هر مذهب و ملتی نیاز اساسی است ،وحدت و تقریب میان این دو فرقه مخصوصاً در افغانستان حیاتی می باشد ؛و در این جا اظهاراتی که شده و طرحهایی که ارائه شده ،عملاًاز نزدیک بودن افکار و نظریات شخصیت های سیاسی این دو فرقه حکایت می نماید ،که به عنوان نمونه به نظر آیةالله محسنی و آقای مولوی غریق اشاره می شود:

مولوی غریق

      در بین مذاهب اسلامی مان هیچ اختلافی در اصول کلی و اساسی دین از قبیل :توحید،نبوت ،معاد و غیره وجود نداشته و هر آنچه را که دین مبین اسلام به عنوان فریضه برای مسلمین مقرر فرموده از نظر همه مذاهب واجب الاتّباع می باشد .

      امروز بر ما وارثان مذاهب است که صادقانه و مخلصانه دامن همت بر کمر بندیم و آنچه را که مغرضین و معاندین به نام مذهب و مسایل مذهبی درمیان جوامع اسلامی مان ترویج نموده اند ،شناسایی و آن را به دیوار بکوبیم ،که با این عمل یعنی با تنقیح مذاهب می شود از تفریق مذاهب جلوگیری نموده و یا به عبارت دیگر با تنقیح مذهب می شود بزرگترین قدم را در تقریب و حتی توحید مذاهب برداشت.(25)

آیةالله محسنی

آیةالله محسنی در سخنرانی که در پنجمین مجمع علمای شیعه و سنی ایراد کرده بود با بیان ضرورتوحدت و تقریب شیعه و سنی مطالب و طرح های مهمی ارائه نمود و همچنین برخی از علما و شخصیت های دیگر هر دو مذهب که به عنوان نمونه به قسمت های ازنظریات و طرح های دو تن از علما اشاره می کنیم :

      آیةالله محسنی درکتاب تصویری از حکومت اسلامی در افغانستان ،ضمن نقد اختلافات و ذکر نزدیک بودن نظریات هر دو طائفه و نیاز به شناخت و معرفی آن از طرف علمای فریقین چنین می نویسد:«بنا بر این می شود که احادیث شیعه و سنی را به طور مختصر در عقائد و اخلاق و معارف اسلامی و فقه در یک کتاب گرد آوری و به طرفین تدریس نمود .

     در فقه دو سه راه وجود دارد یکی آنکه بر طلاب اهل سنت لازم شود که یک کتاب مختصر فقه شیعه در مرحله متوسط درسی خود مطالعه کنند و بر طلاب شیعه نیز مطالعه کتاب مختصر فقه اهل سنت حتمی شود ،راه دیگر یک کتاب مختصر و جامع فقهی از این دو مذهب انتخاب و برای طلاب مذهب دیگر تدریس شود .

       راه سوم اینکه برای طلابی که درسشان از درجه متوسطه گذشته ،فقه مقارن تدریس شود که در آن از نظریات هر دو مذهب صحبت شود .این فقه مقارن به شکل جزوه های تایپی باشد یا کتاب چاپی .

اولاً:به منظور جلوگیری از تکرار حوادث شرم آور و تلخ گذشته بین شیعه و سنی .

    ثانیاً:به منظور قطع ایادی بیگانگان طمّاع .

ثالثاً:به منظور تطبیق عدالت اجتماعی و اخوت اسلامی.

رابعاً:به منظور تقویت بنیه اقتصادی (زراعتی و صنعتی )و غیره .

و خامساً:به منظور تحکیم علاقه هموطنان به کشور آبایی شان و به منظور ...باید در نظام اسلامی آینده افغانستان نسبت به شیعیان افغانی امور ذیل عملی گردد:

      اول:ذکر مذهب جعفری در قانون اساسی همانند مذهب حنفی یعنی مذهب جعفری برای شیعه و مذهب حنفی برای اهل سنت نافذ باشد و در فرض دعوی بین دو نفر مختلف المذهب ،تعیین قاضی به اختیار مدعی باشد .

      دوم:به اندازه کمیت و نفوس آنان باید در کابینه و همه مقامات وزارتخانه ها عضویت داشته باشند .

      سوم:در مناطقی که اکثریت با شیعیان است ،والی و ولسوال آن شیعه باشند .

      چهارم :عقاید آنان همانند عقاید اهل سنت در کتابهای درسی مدارس و پوهنتون ذکر گردد.

پنجم: توازن اقتصادی در سراسر افغانستان منجمله مناطق مرکزی بدون تبعیض عملی گردد.درتمام ولایات مرکزی از یک جاده و یک کارخانه تولیدی اثری نیست و این نمونه بارز ظلم اجتماعی در رژیم های گذشته بر مردم شیعه و هزاره می باشد.

ششم:تشکیلات سیاسی ولایات مرکزی باید بر اساس معقول و بدور از تعصب و بازی موردتجدید نظر قرار گیرد .

هفتم:به زبان دری و پشتو هر دو توجه شود و پلوی پشتو تولنه دری تولنه هم باید زیر نظر انجمن ادبیات ،تشکیل یابد  و تعصبات بی معنی تاکنون هیچ نتیجه ای جز به هدر رفتن وقت و مال نداشته است ،هر کدام از این دو ،زبان ملی که متکلم بیشتر دارد،باید به آن بیشتر توجه شود .ضمناًبه زبانهای سایر اقوام افغانستان نیز اجازه انکشاف داده شود .»

    آیة الله محسنی مباحث و نظریات مفصلی در این باره ارائه می دهد که خوب است به خود کتاب مراجعه شود

 بعضی نیازهای تقریبی در افغانستان

         باید تمام دستورات و مقررات مجمع تقریب مذاهب اسلامی رعایت شود. یک تجمع مشترک از علمای هر دو فرقه اسلامی بوجود بیاید که در معضلات فکری، سیاسی و اجتماعی حکم و میانجی باشد . 

      جلو توهین به مقدسات هر دو فرقه گرفته شود و از نشر کتابها، سخنرانیهای تحریک کننده و توهین آمیز جلو گیری گردد و حساب افراد جاهل، متعصب و فتنه افروز هر دو فرقه به حساب غالب هر دو فرقه گذاشته نشود، چنان که جنگ افروزی های گذشته و خصومتهای سیاسی،  نژادی، قومی و جناحی به حساب عموم عالمان شیعه و سنی گذارده نشود .

    از قوم گرایی،تعصبات مذهبی و گروهی پرهیز گردد.

    نقاط وحدت بخش و تریب آفرین شناسایی شود و از نقاط حساسیت بر انگیز، تشنج زا پرهیز گردد .

    دربرخورد با همدیگر از آیات زیر استفاده شود :« ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ (نحل ١٢٥) »«وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا ( بقره ٨٣)

 

 

        کتابهای مشترک فقهی، کلامی ، تاریخی، شیعی ، سنی که در طرح بالا به آن اشاره شده بود،تدوین شود.

      حضور مردم از شیعه و سنی در مجالس نماز جماعت و نماز جمعه های دو طرف و سخنرانی  برخی از شخصیتها به مناسبتها در مراسم و مجالس جانب دیگر .

       پخش مراسم و سمینار و مجالس مهم هر دو طائفه از رادیو و تلویزیون ویا نشر آن در مطبوعات همدیگر البته بر اساس توافق و تفاهم طرفین .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاورقی:

1_نهج البلاغه ،ابن میثم ،ج 5 حکمت 301ص 401

2_ سنن ترمذی  ج 5 ،کتاب الایمان،ص 26 ،حدیث 2641

3- بحوث فی الملل و النحل ،ج1،ص25،

4- الفرق بین الفرق 

5- همان  ص7،و همچنین ابوداود و ابن ماجه ، بحوث فی الملل والنحل ، ج  ص37

6- سنن ترمذی  ج 5،ص 26

7- الملل و النحل: ص13

8- الملل و النحل:ج 1 ،ص 15

9- فی بحوث الملل و النحل ،ج1  ص 37 ،آیةالله سبحانی .

10- المنار :ج 8 ،ص 221 -222.

11- رسالة التقریب ، عدد 1 سال اول رمضان 1413 تهران ،ایران ،مقاله استاد عبدالکریم بی آزار شیرازی. مراجعه شود به مقاله :«همراه با بنیانگذاران تقریب ».

12- بررسی اجمالی نهضت های اسلامی :ص 27

13- مراجعه شود به مجله اخوت شماره 1.

14- نهج البلاغه .

15 – عروةالوثقی ،للسید جمالدین الافغانی ،با مقدمه ای از محمد عبده ، چاپ بیروت .مراجعه شود به مقاله :« همراه با بنیانگذاران تقریب»شماره 1 .

16- روزنامه جمهوری اسلامی ،مقاله دارالتقریب ،ضرورت حیات اسلام ،28/9/68.

17- همان منبع .

18- جمهوری اسلامی7/5/ 1375 .

19- اطلاعات :9/9/ 1373.

20 – مراجعه شود به مجله عاشورا ،ارگان جبهه آزادیبخش اسلامی افغانستان ، مقاله نویسنده ، شماره دوم .

21- همان منبع .

22- همان منبع .

23- همان منبع .

24- نوشته دکتر سید علی اکبر کاظمی :ص27

25- روزنامه اطلاعات ،مقاله در پرتو وحدت ،سازمان تبلیغات 7/5/1375.

26- مراجعه شود به مجله اخوت ، شماره 2.

27- صفحات 171 – 175 .

 

 

مسؤليت مطالب مندرجه در اين صفحه بر عهده نويسنده مقاله مي باشد.